هلاكو و بازماندگان او ، سالها مقام وزارت و حلوفصل امور ممالك تابع ايلخانان را به عهده گرفت . نفوذ چندين سلاله خاندان جوينى در دورهء قدرت ايلخانان وسيلهء مناسبى براى روى كار آمدن عدهاى از ايرانيان و مداخلهء آنان در امور مملكت شده بود ، اين امرا طبعا در تجديد آبادانيها و مرّمت خرابيهاى ايران تا حدى مؤثر بودند ، علاوهبراين ، خاندان جوينى در عين مالدوستى و ثروتاندوزى عموما مردمى فاضل و دانشمند و ادب دوست و شاعرنواز بودند ؛ مخصوصا شمس الدين محمد و عطاملك و خواجه هرون به مجالست با فاضلان و اهل علم و اديبان و شاعران رغبت بسيار نشان مىداند .
ذهبى در تاريخ الاسلام نوشته است : هركس كتابى به نام ايشان تأليف مىكرد ، او را هزار دينار زر سرخ جايزه مىدادند . از جملهء مؤلفان بزرگى كه به نام اين خاندان كتابهايى پرداختند ، يكى خواجه نصير الدين طوسى است كه اوصاف الاشراف را به نام خواجه شمس الدّين محمد و ترجمهء ثمره بطلميوس را به نام بهاء الدين محمد بن شمس الدين محمد اصفهانى مصدر كرد ؛ ديگر صفى الدين ارموى استاد بزرگ موسيقى و دانشمندى معروف بود كه رساله شرقيّه را در موسيقى به اسم شرف الدين هرون درآورد ، از ميان شاعران ، همام تبريزى به ستايش شرف الدين هرون پرداخته و شيخ سعدى شيرازى مدايحى غرّا در ستايش اين خاندان سروده است .
بعد از برافتادن خاندان جوينى ، عدهاى ديگر از رجال زمان ، به وزارت رسيدند ، از جمله در دورهء كيخاتو « صدر جهان » به وزارت رسيد ، در اين عهد ، خزانه تهى شد ، ناگزير صدر جهان به اشارت دوستان و به پيروى از روشى كه در چين و ممالك قاآنى رواج داشت چاو يعنى پول كاغذى را در سال 693 بهجاى سيم و زر در مملكت رواج داد ، ولى اين سياست اقتصادى مورد قبول عامهء مردم قرار نگرفت . چون شعرا ، از ديرباز در نشان دادن مكنونات قلبى مردم كوچه و بازار نقشى مهم داشتند ، در اين روزگار نيز كه كارها مختل و به آشفتگى انجاميده بود ، روزى درويشى بر سر بازار عنان ، « صدر جهان » بگرفت و به زبان شعر گفت :
بوى جگر سوخته عالم بگرفت * گر نشنيدى زهى دماغى كه تراست
صدر جهان در اثر فشار افكار عمومى و قيام خلق ، ناچار فرمانى صادر كرد كه معاملات مواد خوراكى را به زر كنند ، درنتيجه بار ديگر رونق نسبى اقتصادى برقرار شد و كار « چاو » كه معادل « اسكناس » امروزى است به جايى نرسيد .
مباحثات فرهنگى : يكى ديگر از وزراى ايلخانان كه در زندگى فرهنگى و ادبى ايران مؤثر افتاده ، خواجه غياث الدين محمد فرزند رشيد الدين فضل اللّه همدانى است ؛ اين مرد فاضل