تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
برمىآيد :
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ * به قرآنى كه تو در سينه دارى
*
اى چنگ فروبرده به خون دل حافظ * فكرت مگر از غيرت قرآن و خدا نيست
*
زاهد ار رندى حافظ نكند فهم چه باك * ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند
*
عشقت رسد به فرياد ور خود بسان حافظ * قرآن زبر بخوانى با چارده روايت
. . . حافظ ساختهء دوران رنج و شكنجهء ملت ماست و اگر امروز از حافظ فال مىگيرند ، براى اينست كه هنوز اين دوران شوم ادامه دارد . و هنوز گفتار حافظ مسأله روز است ، ما حمله گوناگونى را تحمل كرديم ، هجوم مغول و تيمور را ديديم و كشتار افغان را از سر گذرانيديم ، ولى امروز در كام بلاى نوينى كه « امپرياليسم » نام دارد افتاديم . » « 1 »
شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هايل * كجا دانند حال ما سبكباران ساحلها
مردم ، آن‌روز از حافظ فال نخواهند گرفت ، كه محيط زمان حافظ تغييريافته باشد و ديگر سخن حافظ درست درنيابد . ما در عين حال كه با وضع نامطلوب زندگى كنونى مبارزه مىكنيم لازمست با هرفكر مايوس‌كننده‌يى نيز مبارزه كنيم ، ولى نبايد فراموش كنيم كه تا آن مبارزه به ثمر نرسد ، اين مبارزه به نتيجهء قطعى نخواهد رسيد . كسانى كه مىخواهند حافظ و امثال او را يگانه هدف مبارزه قرار دهند ، منظورشان اينستكه مبارزات اصلىتر را از ياد ببرند ، اگر ما از حافظ انتظار داشته باشيم كه اصول علمى مبارزه را در آن زمان پيروى كرده باشد ، انتظار بيهوده‌ايست ، ما بايد حافظ را با زمان خودش بسنجيم و آنچه را از حافظ كه قابل دوام و بقا و درخور دنياى نوين است زنده نگاه داريم . ما بايد مبارزه منفى حافظ را به مبارزه مثبت مبدّل كنيم ، مانند حافظ جوياى حقيقت باشيم ، از انجماد و تحجّر بپرهيزيم ، از ريا و عدم صميميت دورى كنيم ، صراحت
هامش
( 1 ) . خوشبختانه امروز ملت ايران از بركت اتحاد و همكارى مردم ، از نعمت استقلال و آزادى برخوردار شده است .