به كارهاى ديوانى و مالى و حكومت و سرانجام به فرمانروايى ايالات مختلف در عهد ايلخانان اشتغال ورزيد و كليه مظالم و بىعدالتيهاى آن دوران را به چشم خويش مشاهده كرد و برآن شد كه در كتاب تجارب السف و دستور الكاتب فى تعيين المراتب ضمن توصيف مظالم و بىعدالتيهاى گوناگون ، نظريات اصلاحطلبانه خود را براى بهبود احوال كشاورزان و پيشهوران به رشتهء تحرير درآورد .
آثار نخجوانى از جهت ارزش سياسى و اجتماعى مانند سياستنامه خواجه نظام الملك و جوامع التواريخ خواجه رشيد الدين فضل اللّه و تاريخ مبارك غازانى و آثار حمد اللّه مستوفى ، حاوى يك رشته اطلاعات سودمند سياسى و اجتماعى و اقتصادى است .
وى كه ناظر مظالم مغولها و حكمرانى فئودالهاى كوچنشين بود ، براى تنظيم سازمان مالى كشور ( ديوان استيفاء ) و نحوهء اخذ ماليات از كشاورزان و پيشهوران نظريات جالبى ابراز مىكند ، تا ضمن تأمين منافع دولت ، دو طبقهء وسيع كشاورزان و پيشهوران در زير فشار مأمورين ديوانى از پاى نيفتند .
وى ضمن توصيف وضع طبقات ورشكسته و محروم جامعه مىپرسد : آيا ممكن است از مردم فقير و بىنواى كشور مالياتى گرد آورد ؟ . . . واضح است كه اساس رفاه و ادارهء كشور عدل است . سپس با در نظر گرفتن منافع دولت و سران فئودال مىنويسد : براى اينكه ماليات ، مرتب به خزانهء و اصل شود ؛ بايد با اهالى مدارا نمود و كسانى را كه در وضع اقتصادى دشوارى قرار دارند ، براى مدت معيّنى از پرداخت ماليات معاف نمود . در سطور بعد ، مؤلف از تصاحب غير قانونى اراضى كشاورزان و اخذ ماليات بيش از ميزان مقرر ، نمونههايى ذكر مىكند و نشان مىدهد : كه چگونه يك ماليات معين ، از كشاورزان بينوا چندينبار به تكرار گرفته مىشد ، و نتيجهء آن جز افلاس و آوارگى رعايا چيزى نبود .
نخجوانى براساس تجربيات شخصى خود ، راههاى رفع ظلم و برگشت كشاورزان فرارى ، به امور زراعتى ، و بهبود وضع كشاورزى و كمك به آسيبديدگان از بلاياى طبيعى و راه مبارزه عليه قتل و غارت در شهرها و راهزنى در طرق تجارى و غيره را به زمامداران و اولياء امور نشان مىدهد .
محمد نخجوانى ، تحت عنوان « منع تعرض امرا و متغلبان به رعايا و ديهها » شمهاى از مظالم و بيدادگريهاى فئودالهاى آن دوران را توصيف مىكند و مىنويسد : « امرا و سران مغول هنگام عزيمت براى شكار و ضمن مسافرتها ، چون به ديهى مىرسيدند ، با رعايا ستم مىكردند و از آنان گوسفند ، شراب و ساير ما يحتاج خود را به زور مىطلبيدند و آن بيچارگان از بيم جان و خوف چوب و شكنجه ، بار آن مظالم را بر دوش مىكشيدند ، در
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 613
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٦١٣