خواجه حافظ شيرازى
شمس الدين محمد حافظ
شمس الدين محمد حافظ مانند سعدى شيرازى در دوران كودكى پدر خود را از دست داد و چون مادرش توانائى تربيت او را نداشت وى را براى كسب علم و دانشجويى به خانوادهء ديگرى سپرد ، ولى حافظ از آن خانواده دورى گزيد و براى امرار معاش شاگرد خبازى شد ، ضمنا به تحصيل علم و مطالعه و تحقيق پرداخت و به زودى در سلك عرفا و اهل تحقيق درآمد . بااينكه او را به هندوستان دعوت كردند ، حاضر نشد موطن خود را ترك گويد .
وى در دوران حيات ، از بركت اشعار شيوايى كه مىسرود ، شهرت يافت و غزلياتش زبانزد خاص و عام گرديد و قسمتى از آنها اكنون در بين مردم به صورت « فلكلور » در آمده است . حافظ مانند سعدى مورد علاقه شديد ايرانيان است و نقش مهم و موثرى در زبان و ادبيات فارسى دارد ، در اكثر اشعار او نغمههاى عشق و زيبائى و مفاهيم دلنشين فلسفى و عرفانى منعكس است ، بطورىكه از آثار او برمىآيد وى با اوضاع نامساعد اجتماعى عصر خويش سر سازش نداشته و همواره عليه رياكاريها و بىعدالتيهاى زمان مبارزه كرده است .
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظرِ پاكِ خطا پوشش باد
در عصر حافظ ، غالبا بين فئودالها و خانهاى محلى جنگ و ستيز بود و حافظ در يكى از اشعارش از انقلابات آن زمان ياد مىكند :
اين چه شوريست كه در دور قمر مىبينم * همه آفاق پر از فتنه و شر مىبينم
با تمام اين آشفتگىهاى اجتماعى ، حافظ جوياى حقيقت بود و با پيروى از آراء اهل تصوف ، مردم محروم و ستمديدهء عصر خود را به صبر و شكيبايى دعوت مىنمود و قضا و قدر و حكم آسمانى را جبرى و قطعى مىشمرد :
من اگر خارم اگر گل چمنآرايى هست * كه بدان دست كه مىپروردم مىرويم
رسوخ افكار عرفانى در مردم آن دوران ، مولود اوضاع اجتماعى و بلايا و مصائبى بود كه در طى چند قرن بر مردم ستمكشيدهء ايران وارد آمده بود . حافظ به اقتضاى روح زمان با اشعار تسلىبخش خويش ، درددل مردم را بيان مىكرد و مردم را به مبارزه منفى و گذشت و تسليم فرامىخواند و چون اين اشعار مظهر اوضاع اجتماعى و مورد پسند