تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
كه اى همچو خردان روشن‌ضمير * چو صبح از صفا شيوهء صدق گير به هركار دل با خدا راست دار * كه از راستكارى شوى رستگار . . . چو بايد ، بزرگيت پيرانه سَر * به چشم بزرگى به پيران نگر به خصم درونى كه آن نَفس تُست * ز تو بردبارى نباشد درست نصيحت گرى بر دل دوستان * بود چون دم صبحگه بوستان به درويش محتاج بخشش نماى * فروبسته كارش به بخشش گشاى تواضع كن آن را كه دانشورست * به دانش ز تو قدر او برترست « 1 »
غير از آنچه گفتيم ، جامى آثار و كتابهاى ديگرى از خود به يادگار گذاشته ، كه كتاب نقد النصوص و نفحات الانس ، لوايح ، لوامع ، شواهد النبوه ، اشعه اللّمعات و بهارستان كه به همان سبك گلستان سعدى به سال 892 به رشتهء تأليف كشيده و شامل حكايات لطيف و اشعارى زيباست . تاثير افكار و اشعار جامى محدود به خاك ايران نبود ، بلكه در هندوستان و سرزمين عثمانى نيز عده‌اى به افكار و آثار او دلبستگى داشتند ؛ حتى سلاطين عثمانى مانند سلطان محمد فاتح ( 855 - 886 ) و پسرش سلطان با يزيد ، به او ارادت ورزيده و با او مكاتبه مىكرده‌اند . وفات جامى به سال 898 در هرات اتفاق افتاد و كليه بزرگان و رجال زمان در تشييع جنازهء او شركت جستند . پىبردن به اصول عقايد و افكار و انديشه‌هاى مذهبى اين شاعر تا حدّى دشوار است . « . . . وى نزد شيعه غالبا منسوب به تسنّن بود ، به همين جهت سلاطين صفويه با او سخت دشمنى داشتند . ( گويند شاه اسماعيل اول صفوى پس از تسخير هرات دستور داد كه هرجا نام جامى در كتابى ديده شود ، آن را به « خامى » تبديل كنند ) به اين جهات ، آثار وى چنان كه بايد در ايران زمين شهرتى نيافت ، ولى تأثير افكارش در هندوستان ، ماوراء النهر و در ادبيات و افكار مردم عثمانى بسيار بوده است .
هامش
( 1 ) . جامى به مثنوىهاى گذشتگان به ديدهء احترام مىنگرد :كهن مثنوىهاى پيران كار * كه ماندست از آن رفتگان يادگار اگرچه روان‌بخش و جان‌پرور است * در اشعار نو لذّت ديگر استديوان كامل جامى ، به اهتمام هاشم رضى ، چاپ پيروز ، ص 1 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 596 | مرتضى راوندى