تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
عالم تصوف در اين دوران مىدانند . » « 1 » امير عليشير نوايى ، دانشمند معاصر او ، در وصف كمالات جامى ، چنين گفته است :
عاجز از تعداد اوصاف كمال اوست عقل * انجم گردون شمردن كى طريق اعور است
جامى به كثرت آثار و تصانيف مشهور است ، از آثار منظوم او يكى ديوان اشعار اوست كه شامل قصايد و غزليات و مراثى و ترجيع‌بند و تركيب‌بند و مثنويات و رباعيّات مىباشد . بطوركلى ، جامى قصايد و غزلياتى عرفانى و دلنشين دارد و در آثار منظوم او نشانه‌هاى فراوانى كه حاكى از توجه شاعر به گويندگان سلف است ، به چشم مىخورد . جامى در مثنويات خود ، نظامى را سرمشق قرار داد و در مقابل خمسه نظامى ، هفت اورنگ را سرود كه اسامى هريك از آنها به قرار زير است : 1 - سلسلة الذهب در مسائل فلسفى و دينى و عرفانى . 2 - سلامان و ابسال كه ماخوذ است از قصّه‌يى قديم ، و شيخ الرئيس ابو على سينا ، قبلا در تصنيف آن رنج برده است . 3 - تحفة الاحرار ، كه يك مثنوى دينى و عرفانى است ، بر وزن مخزن الاسرار نظامى . 4 - سبحة الابرار ، كه اين نيز در معانى دينى و عرفانى ، به نام سلطان حسين بايقرا به رشتهء نظم درآمده است . 5 - يوسف و زليخا ، كه معروفترين مثنوى جاميست ، در وزن خسرو و شيرين نظامى . 6 - ليلى و مجنون كه آن را نيز بر وزن ليلى و مجنون نظامى سروده است . 7 - خردنامه اسكندرى ، در وزن اسكندرنامه نظامى ؛ و اين اثر نيز حاوى تعاليم اخلاقى و اجتماعى است و ما بيتى چند از اين مثنوى را كه در تعليم و تربيت فرزندان سروده شده مىآوريم :
بيا اى جگرگوشه فرزند من * بنه گوش بر گوهر پند من صدف‌وار بنشين دمى لب خموش * چو گوهرفشانى به من دار گوش شنو پند و دانش به آن باركن * چو دانستى آنگه برو كار كُن ز گوش ار نيفتد به دل نور هوش * چه سوراخ گوش و چه سوراخ موش به دانش كه آن با كُنش يار نيست * به جز ناخردمند را كار نيست بزرگان كه تعليم دين كرده‌اند * بِخُردان وصيت چنين كرده‌اند
هامش
( 1 ) . دكتر رضازادهء شفق ، تاريخ ادبيات ، از صفحه 344 تا 351 ( به اختصار ) و دايرة المعارف فارسى ، جلد اول ، صفحه 722 .