همه مسافرو ، وانگه ز جهل خويش مقيم * برآنكه پيش به منزل رسيد مىگريند
تعاليم اجتماعى و اقتصادى ابن يمين
ابن يمين در زمينه اعتدال و ميانهروى در معاش و توجه به امور اقتصادى چنين مىآموزد :
فراخ دستى ز اندازه مگذران چندان * كه آفتاب معاشت بَدَل شود بسها
نه نيز پير و امساك را ، زبونى كُن * چنان كه دامن همت دهى ز دست رها
وسط گزين كه گزيدست سيّد عربى * بدين حديث كه خَيرُ الامور اوسَطُها
نظر ابن يمين در مورد غمّازان و بدگويان :
چون سفيهى زبان دراز كند * كه فلانكس به فسق ممتاز است
فسق او زين بيان يقين نشود * او با قرار خويش غَمّاز است
بهنظر ابن يمين ، راه پيروزى و بهروزى و موفقيّت در زندگى آدميان ، راستى ، درستى ، و حزم و احتياط است :
به راه راست توانى رسيد در مقصود * تو راست باش كه هر دولتى كه هستتر است
تو چوب راست ز آتش دريغ مىدارى * كجا به آتش دوزخ برند مردم راست
*
اول ببين مواقع اقدام خويشتن * درنِه قدم از آن پس و بااحتياط باش
خواهى كه بىدرنگ به مقصود خود رسى * پيوسته مستقيم رو و بر صراط باش
*
در پس آزادگان به هيچ طريقى * پيش كسان بد مگو كه نيك نباشد
گر بَدييى بيند از تو كس ، كه مبيناد * زود دلش را بجو كه نيك نباشد
*
سلامت با قناعت توأمانند * چو آز اندر زمانه مُهلِكى نيست
اگر صد اسب دارى در طويله * ترا مركب از آنها جز يكى نيست
*
گِردِ هَر دَر نگرد بهر طمع * ورنه چون سگ ز در برانندت