بر خوانندگان پوشيده نيست كه دوران حيات عبيد زاكانى يكى از تاريكترين ايام تاريخى ايران ، يعنى عهد فرمانروائى ايلخانان مغول بوده و آنچه بقلم تواناى عبيد در توصيف اوضاع اجتماعى آن عصر نگاشته شده ، فى الحقيقه آئينه تمامنماى آن دوران پرآشوب است .
فصل ششم : در ارباب پيشه و اصحاب مناصب : البازارى : آنكه از خدا نترسد . - البزاز :
گردنزن . - الصراف : خردهدزد . - الخياط : نرمدست . - العطّار : آنكه همه را بيمار خواهد . - الطبيب : جلاد . - الكذاب : منجم . - المندبور : فالگير . - الكشتىگير : تنبل .
- الدلال : حرامى بازار . - كاكا : غلامبارهء كهن . - الصديك : آنچه از مزروعات به مالك نرسد . - الشكايه : آنچه به مالك برند .
فصل هفتم : در شراب و متعلقات آن : الشراب : مايهء آشوب . - النّرد و الشّاهد و الشمع و النقل : الات آن . - الچنگ و العود و المزمر : ساز آن . - الشوربا و الكباب : اغذيه آن . - الچمن و البستان : موضع آن . - الزهر : شراب ناشتا . - الفارق : مست . - العاجز : مخمور .
- قران النحسين : دو مست ريشدار كه يكديگر را بوسند . - الجليد : هشيار در ميان مستان . - المضحكه : مست در ميان هشياران . - ليلة القدر : شب عيد . - الشيطان و البد نفس و الفضول : آنكه بر كنار رقعه شطرنج و تخته نرد حريفان را تعليم دهد . - الجنة :
صحبت حبيب . - المحنة : لقاى و ديدن رقيب . « 1 » »
منظومهء موش و گربه
اين منظومه قصيدهيست در نود بيت از شاهكارهاى انتقادى عبيد كه با لحنى طنزآميز ، و همراه با زبان مطايبه با مهارت و استادى تمام سروده شده است و غرض شاعر ، توصيف گربهيى است مزوّر از سرزمين كرمان و كيفيّت رياكارى و تزوير او در جلب اعتماد موشان ، از راه توبه و انابه و آنگاه دريدن و خوردن آنها و پيشگرفتن رفتارى كه منجر به جنگ سخت ميان موشان و گربكان در « بيابان فارس » شد .
درين جنگ اگرچه در آغاز امر ظفر با موشان بود ليكن عاقبت گربكان پيروز شدند ، و موشان بيچاره را تارومار كردند و تخت و تاج و خزانه و ايوان آنان را به باد تاراج دادند و از ميان بردند .
هامش
( 1 ) . كليات عبيد زاكانى ، پيشين ، رساله تعريفات ، از ص 108 تا 112 ( به اختصار )