تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
بيت
بزرگى بايدت دِل در سخا بَند * سر كيسه به برگ گندنا « 1 » بند
مذهب مختار : چون بزرگان ما كه به رزانت « 2 » رأى و دقت نظر از اكابر ادوار سابق مستثنىاند به استقصاى « 3 » هرچه تمامتر در اين باب تأمل فرمودند ، رأى انور ايشان بر عيوب اين سيرت واقف شد . لاجرم در ضبط اموال و طراوت احوال خود كوشيده ، نص تنزيل را كه
( كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا )
و ديگر ( ان الله لا يحب المسرفين ) باشد ، امام امور و عزائم خود ساختند . و ايشان را محقق شد كه خرابى خاندانهاى قديم از سخا و اسراف بوده است . هركس كه خود را به سخا شهره داد ، هرگز ديگر آسايش نيافت . از هرطرف ارباب طمع به دو متوجه گردند ، هريك به خوشامد و بهانهء ديگر آنچه دارد از او مىتراشند . و آن مسكين سليم القلب به نرّهات ايشان غره مىشود ، تا در اندك مدتى جميع مورث و مكتسب ، در معرض تلف آورد و نامراد و محتاج گردد . و آنكه خود را به سيرت بخل مستطهر گردانيد و از قصد قاصدان و ابرام سائلان در پناه بخل گريخت ، از دردسر مردم خلاص يافت و عمر در خصب « 4 » و نعمت گذرانيد . مىفرمايند كه مال در برابر جانست و چون در طلب آن ، عمر عزيز خرج مىبايد كرد ، از عقل دور باشد كه آن را مثلا در وجه پوشيدن و نوشيدن و خوردن يا آسايش بدن فانى يا از براى آنكه ديگرى او را ستايد ، در معرض تلف آورد . لاجرم اگر بزرگى مالى دارد به هزار كلبتين « 5 » يك فلوس از چنگ مرده ريگش « 6 » بيرون نمىتوان كشيد ، تقدير كن كه اگر مجموع ملك رأى و قيصر آن يك شخص را باشد : بيت :
آن سنگ كه روغنكِشِ عَصّارانَست * گر بر شكمش نهند تيزى ندهد
و اين بيت لايق اين سياق است : بيت
بر او تا نام دادن برنيفتد * گر از قولنج مىرد تيز ندهد
هامش
( 1 ) . برگ تره ( تا بخشش براحتى امكان‌پذير باشد . ) ( 2 ) . استحكام ( 3 ) . تحقيق فراوان ( 4 ) . فراوانى ( 5 ) . وسيله دندان كشيدن ( 6 ) . ميراث