امراض مبتلا نشويد . . . ( 92 ) در شرابخانه و قمارخانه و مجلس كنكان و مطربان ، خود را به جوانمردى مشهور مكنيد تا روى هرچيزى به شما نكنند . . . ( 94 ) از منّت خويشان و سفره خسيسان و گره پيشانى خدمتكاران و ناسازگارى اهل خانه و تقاضاى قرضخواهان گريزان باشيد . ( 95 ) بههرحال از مرگ بپرهيزيد كه از قديم مرگ را مكروه داشتهاند . . .
( 99 ) هزل ، خوار مداريد و هزالان را به چشم حقارت منگريد ( 100 ) زنهار كه اين كلمات به سمع رضا در گوش گيريد كه كلام بزرگان است و بدان كار بنديد ، اينست آنچه ما دانستهايم و از بزرگان و استادان به ما رسيده و در كتابها خوانده و از سيرت بزرگان به چشم خويش مشاهده كردهايم . ( حسبة للّه ) در اين مختصر ياد كرديم ، تا مستعدان از آن بهرهور گردند . بيت :
نصيحت نيكبختان ياد گيرند * بزرگان پند درويشان پذيرند
حق سبحانه و تعالى در خير و سعادت و امن و استقامت بر روى همگان گشاده گرداناد . « 1 »
اقبال آشتيانى در پيرامون افكار و آثار انتقادى عبيد چنين داورى مىكند : « بدبختانه نام عبيد زاكانى كه يكى از نوابغ بزرگان ايران و وجودى تا يك اندازه شبيه به نويسنده بزرگ فرانسوى ولتر است ، در پيش يك مشت مردم هزلپرست يا بى خبر ، به هرزه درايى و هزالى شهرت كرده و او را « هجاگو » و « جهنمى » شمردهاند ، در صورتى كه در واقع چنين نيست ، نه عبيد به هجو احدى پرداخته و نه غرض از مطايبات و رسائل شيرين خود ، بردن عرض و آبروى كسى يا تهديد ديگران براى جلب منفعت و استيفاء منظورهاى مادى و شخصى بوده است ، بلكه او مقصودهايى عاليتر از اينها داشته و شاهباز همت و نظر بلندش در افقهايى بالاتر از مدّ نظر كوتاهبينان معمولى پرواز مىكرده است ، براى توضيح اين نكته شايد تمهيد « 2 » مقدمهاى بىمورد نباشد .
در جامعهاى كه اكثريت افراد آن تعليم نيافته و از نعمت رشد اخلاقى نصيبى كافى نداشته باشند و بر اثر توالى فتن « 3 » و ظلم و جور و غلبهء فقر و فاقه در حال نكبت سركنند ، خواهى نخواهى زمامادار و اختيار امور ايشان به دست چندتن مردم مقتدر و طرار « 4 » و خود
هامش
( 1 ) . كليات عبيد زاكانى ، به اهتمام اقبال آشتيانى ، پيشين ، از رساله صد پند ، از ص 43 تا 48 ( به اختصار )
( 2 ) . فراهم كردن
( 3 ) . فتنهها
( 4 ) . دزد و فاسد