تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
است . عباس اقبال آشتيانى در مقدمه‌اى كه بر ديوان عبيد نوشته ، مىگويد : « از شرح حال و وقايع زندگى عبيد زاكانى ، بدبختانه اطلاع مفصل و مشبعى در دست نيست ؛ اطلاعات ما در اين باب منحصر است به معلوماتى كه حمد إله مستوفى معاصر عبيد و پس از او دولتشاه سمرقندى در تذكرهء خود ( تاليف شده در 892 هجرى ) ضمن شرحى مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف رياض العلماء هرچند در باب عصر عبيد دچار اشتباه عظيمى شده ، باز معلومات گرانبهاى ديگرى در باب بعضى از تأليفات او ذكر كرده است . اطلاعات ديگرى از اشعار و مؤلفات عبيد به دست نمىآيد و اما آنچه از مؤلف تاريخ گزيده راجع به عبيد برمىآيد ، اين شاعر از جمله صدور و وزرا بوده و لقبش نظام الدين و در هنگام تأليف تاريخ گزيده كه قريب چهل سال پيش از مرگ اوست ، به اشعار خوب و رسائل بىنظير شهرت داشته است . « 1 » نكته جالب در زندگى خصوصى عبيد زاكانى ، اينكه وى با وقوفى كه بر اوضاع آشفتهء اجتماعى عصر خود داشته ، ظاهرا به انتخاب « مذهب مختار » كه مطلوب و مقبول عناصر راحت‌طلب و غير مبارز است كمترين رغبتى نشان نداده و همچنان پير و « مذهب منسوخ » باقى مانده و به زندگى خود با عسرت و تنگدستى ادامه داده و دست نياز به سوى خداوندان مال و جاه دراز نكرده است ؛ اشعار زير معرّف احوال اجتماعى و اقتصادى اوست :
پيش از اين از ملك هر سالى مرا * خورده‌اى از هر كنارى آمدى در وثاقم « 2 » نان خشك و ترّه‌اى * در ميان بودى چو يارى آمدى گه گهى هم باده حاضر مىشدى * گر نديمى يا نگارى آمدى نيست در دستم كنون از خشك و تر * ز آنچه وقتى در شمارى آمدى غير من در خانه‌ام چيزى نماند * هم نماندى گر به كارى آمدى
و در ابيات ذيل ، از بىپولى خود و نداشتن « آقچه » « 3 » مىنالد :
اى آقچهء گِردِ روى كانى « 4 » * اى بىتو حرام زندگانى اى راحت جان و قوت دل * اى مايه عيش و كامرانى تا كى باشد عبيد بىتو * تن داده به عجز و ناتوانى
هامش
( 1 ) . مقدمه عباس اقبال بر كليات عبيد زاكانى ، كتابفروشى ادب ، ارديبهشت 32 ، ص ج ( به اختصار ) ( 2 ) . منزل مسكونى ( 3 ) . كلمه‌اى است مغولى - به معنى زر يا سكه مسكوك . ( 4 ) . معدنى