هماى و همايون در طول چندسال مسافرت خواجو ، و بيشتر در دوران اقامت او در بغداد سروده شد و هدف وى آن بود كه آن را به ابو سعيد بهادر خان تقديم دارد ولى مرگ ابو سعيد و حوادث گوناگون تاريخى سبب شد كه شاعر به اشاره و تشويق خواجه تاج الدين احمد آن را بنام شمس الدين صاين و پسرش عميد الملك كرد .
ديگر از آثار خواجو منظومهايست به نام گل و نوروز در عشق شاهزادهيى به نام نوروز با دختر پادشاه روم به نام گل ، و روضة الانوار كه منظومهئيست حاوى مباحثى از اخلاق و عرفان كه آن را بنام شمس الدين محمد صائن ساخته و در آن از بنيانگذاران طريقت مرشديّه به نيكى ياد كرده است .
هرگاه مجموعهء آثار منظوم و منثور خواجو را مورد مطالعه قرار دهيم ، مىبينيم كه وى از اكثر علوم و معارف دوران خود مانند نجوم و هيئت كمابيش اطلاعاتى داشته و سعى كرده است ، قصايدى به سبك سنايى و خاقانى و ديگر شعراى نامدار به رشته نظم درآورد ، از جمله ، به شيوهء نظامى به نظم ساقىنامه مبادرت ورزيده است .
اكنون نمونهيى از اشعار او را از « كهرنامه » مىآوريم :
حكايت كرد آنك از پير ما بود * كه غزالى كه دين را پيشوا بود
به عزم تهنيت شد روز نوروز * به ايوان وزيرِ عالم افروز
چو دستورش بديد از جاى برخاست * بهجاى خود درش بنشاند و ننشست
شهان را ديد بر آن آستانه * گرفته همچو دولت آشيانه
همه بر صدر صاحب گوهرافشان * چو شاه اختران گشته زرافشان
در آن روز آنچه خدمت كرده بودند * هدايا و تُحَف آورده بودند
ز ياقوت و زر و لعل بَدَخشان * برآمد مبلغ هشتاد تومان « 1 »
خديو مُلك هرچِش در نظر بود * امام وقت را انعام فرمود
به تلميذان « 2 » او هم سيم و زر داد * ز بخشش كوه و دريا را خبر داد
وز آنها يك درم با خويش نگذاشت * وَز ايشان هيچكس درويش نگذاشت
جز او از خواجگان گردون كِرا ديد * كه او هشتاد تومان رز ببخشيد
در تبليغ به سعى و عمل گويد :
دم بگشا تا به كى اين بستگى * گرم درآ ، تا به كى آهستگى
جهد همى كن ، كه به منزل رسى * ور نشوى غرقه ، به ساحل رسى
هامش
( 1 ) . تومان يعنى ده هزار درهم يا دينار
( 2 ) . شاگردان