پادشهى پاس فقيران بدار * پيرنهاى عِزّت پيران بدار
گل نگر ار خار به چشم آيدت * رنج كن از آنكه شفا بايدت
مردمك ديده شو و خود مبين * نيك نظر بازكن و بَد مَبين
*
چند شوى ايدل سوداپرست * از مى نوشين هوى نيمه مست
خواب ، ز حد رفت تو مست و خراب * وقت بيامد كه درآيى ز خواب
دستخوش فكر سَبُكسَر مباش * پى سِپَرِوَهِم گرانسر مباش
نخستين منتقد اجتماعى در ادبيات فارسى
عبيد زاكانى
نظام الدين عبيد الله زاكانى از شعراى نامدار نيمهء دوم قرن هشتم هجرى است ؛ وى شاعر و نويسندهاى مبارز ، منتقد و مخالف نظام موجود بود ، كه با روشى ساده و شيرين ، اوضاع اخلاقى ، اجتماعى و سياسى ايران را پس از هرجومرجى كه محصول حملهء خانمانسوز مغول بوده به رشته تحرير كشيده است و به زبان هزل و طنز ، احوال و اخلاق طبقات مختلف اجتماعى ، مخصوصا وضع روحى و فكرى طبقات ممتاز را مورد بررسى قرار داده و نام آن را اخلاق الاشراف نهاده است ، در اين شاهكار بديع و بىسابقه ، نخست ، عبيد ، ملكات فاضله ، يعنى عفت ، شجاعت و حلم و مردانگى را كه در دوران حيات شاعر به علل گوناگون اقتصادى و سياسى و درنتيجه قتل و غارتها و بيدادگريهاى مغولان رو به فراموشى رفته بود ، تعريف و توصيف مىكند و آن را « مذهب منسوخ » مىنامد ؛ و در مقابل به بيان زذايل اخلاقى ، چون دروغگويى ، دو رويى و رياكارى مىپردازد و آن را مطلوب و مقبول بزرگان و اشراف فاسد و منحرف عهد خود يعنى « مذهب مختار » آنان مىشمارد .
كتاب اخلاق الاشراف و ديگر آثار منثور عبيد كه به پيروى از سبك روان سعدى نوشته شده از شاهكارهاى نثر فارسى است ، علاوه ، بر اين ، عبيد با تاليف رسايل هزلآميز و انتقادى نظير ريشنامه ، صد پند ، رساله تعريفات يا ده فصل ، رسالهء دلگشا در حكايات به زبان عربى و فارسى ، فالنامه بروج وحوش و طيور و قصيدهء معروف موش و گربه و يك مثنوى به نام عشاقنامه يادگارهاى ذيقيمتى از خود در ادبيات فارسى به يادگار گذاشته