تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
دلايل اين معنىاند ، حق تعالى هزار روح و راحت برآن روح مقدّس مطهّر در رساند و مرقد شريف و مشهد منيف او را مطلع شموس « 1 » رحمت و مطرح انوار عزّت گرداناد ! و آن بزرگوار روزگار را بر تمادى ادوار وارث اعمار « 2 » داراد و حقايق كلّيّات دينى و دنيايى و دقايق ماهيّات صورى و معنوى را در نظر مشاهده و عين مكاشفهء او معيّن و مبيّن « 3 » كناد ، تا هرچيز را چنانك هست مطالعه كند و معاينه بيند و از سرّ سنريهم آياتنا فى آلافاق و التماس ارنا الاشياء كما هى واقف گردد و خدا را از هوا و بقا را از فنا و وجود را از عدم و حدوث را از قدم و حيات را از ممات بشناسد و بداند ، و از آن اعراض كند و بدين‌اقبال نمايد ، ان شاء اللّه تعالى كه پيوسته ذات بىنظير و صفات بىبديل او از حوادث ادوار و صوارف « 4 » اعصار مصون و مأمون باشد تا يان ضعيف سلسلهء اخلاص و دولتخواهى جنباند ، و در خلوت و جلوت « 5 » و سرّاء ضرّأء به ذكر محامد و نشر مناقب مخدومى رطب اللسان باشد ، و هرچند مىخواستم كه اين باب را اطناب دهم سرشك ديده آنچه مىنوشتم مىشست و هرچه مىنگاشتم محو مىكرد . . . حاليا اين قصّهء پرغصّه را بدين دو بيت اختصار كرده مىشود :
گر ز بستان معالىِ تو شاخى بشكست * للّه الحمد كه آن اصل كه اصلست بپاست ور ز گلزار اميد تو گلى رفت به باد * شكر ايزد كه گل باغ وجودت برجاست
و آرنده مستعجل بود ، عجالة الوقت را بر موجب تحفة الفقير حقير ، مصراع : « از خانه به كدخداى ماند همه‌چيز » به رسم بيلاك « 6 » هديه‌يى فرستاده شد ، ان شاء اللّه كه در محلّ قبول افتد ، متوقع به كرم عميم و لطف جسيم مخدومى كه ذيل عفو بر هفوات « 7 » اين فقير افكند و به دعاى صالحه ياد فرمايد و السلام »

خواجوى كرمانى

از عرفا و شعراى بزرگ ايران در قرن هشتم هجريست ، تولد او در شوال 689 در كرمان اتفاق افتاده است ؛ وى پس از كسب اطلاعات ضرورى در زادگاهش به سير و سياحت پرداخت .
هامش
( 1 ) . آفتابها ( 2 ) . آبادانيها ( 3 ) . آشكار و روشن ( 4 ) . دگرگونيها ( 5 ) . مقابل خلوت يعنى آشكارايى ( 6 ) . بيلاك : عطا و بخشش ، پيشكش ( 7 ) . هفوة : لغزش ، جمع : هفوات