تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
و استفاده از كتب و مآخذ گوناگون تصنيف نمود ؛ بعدها در عهد ابو سعيد بهادر خان ، در اثر سعايت دشمنان و بنابر خوى وحشيانهء مغولان ، ربع رشيدى و ديگر موسسات خيريه او در تبريز و ديگر نقاط و كتابخانه معتبرى كه احداث كرده بود ، جملگى به باد يغما رفت . بااينكه خواجه شاعر نبود ، گاهى از راه تفنن شعرى مىگفته است ، در بعضى از تذكره‌ها اين‌دو بيت از او ذكر شده است :
پيريم ولى چو بخت دمساز آيد * هنگام نشاط و طرب و ناز آيد از زلف دراز تو كمندى فكنيم * بر گردن « عُمرِ رفته » تا ، باز آيد

نخستين تلاش در راه تدوين تاريخ عمومى جهان

رشيد الدين فضل الله ، درباره علاقه الجايتو ( خدابنده ) به پايان دادن جامع التواريخ در مقدمه مىگويد : « چون پادشاه اسلام خلد اللّه سلطانه از غايت علّو همت ، همواره مستحث انواع علوم و متفحص فنون حكايت و تواريخ است . . . بعد از مطالعه و اصلاح اين تاريخ ( يعنى تاريخ غازانى ) فرمود كه چون تا غايت ، هيچ تاريخى كه مشتمل باشد بر احوال و حكايات عموم اهل اقاليم عالم و طبقات اصناف بنى آدم ، نساخته‌اند . . . در اين ايام كه به حمد اللّه و منّه اطراف ربع مسكون در فرمان ما وارق چنگيز خانست و حكما و منجمان و ارباب دانش و اصحاب تواريخ و اهل اديان و ملل از اهالى ختاى و ماچين و هند و كشمير و تبت و ايغور و ديگر اقوام اتراك و اعراب و افرنج در بندگى حضرت آسمان شكوه ، گروه مجتمعند و هريك را از تواريخ و حكايات و معتقدات طايفه خويش ، نسخه‌اى هست و بر بعضى از آن واقف و مطلع ، رأى جهان‌آراى چنان اقتضا مىكند كه از مفصل آن تواريخ و حكايات مجملى كه از روى معنى مكمل باشد ، به نام همايون ما بپردازند و آن را با صور اقاليم و مالك الممالك به هم در دو مجلد نوشته ، ذيل اين تاريخ مذكور سازند ، تا مجموع آن كتابى عديم المثل باشد ، جامع جميع انواع تواريخ . . . بىاهمال و امهال به اتمام بايد رسانيد تا موجب دوام نام و ناموس گردد . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . بهار ، سبك‌شناسى ، ج 3 ، ص 173 .