يك به صورتى اظهار درد و بيتابى مىكردند ، يكى از درويشان در مرگ آن بزرگوار ، اين رباعى را گفته و مىگريست :
اى خاك ، ز دردِ دل نمىيارم گفت * كامروز اجل در تو چه گوهر بنهفت
كام دل عالمى فتادت در دام * دلبند خلايقى ، در آغوش تو خُفت
از اينجا پيداست كه در تغريت مولانا جزو بزرگان قونيه كه حاضر بودهاند ، فخر الدين عراقى هم بوده است . » « 1 »
در مورد مرگ عراقى مىگويند : حضرت شيخ هشتم ذو القعده قمرى ( 23 نوامبر 1289 ) در سرزمين شام ، فرزند و اصحاب خود را به وصاياى لايق سرافراز گردانيد و به ديار بقا بخراميد در وقت نزع اين رباعى مىخواند :
در سابق ، چون قرار عالم دادند * مانا كه نه بر مُراد آدم دادند
زان قاعده و قرار كانروز افتاد * نه بيش به كس وعده و نى كم دادند « 2 »
عمرش 82 سال بود ، « قبر وى در صالحاى دمشق » پشت مرقد با نور و صفاى شيخ محى الدين عربى واقع و قبر كبير الدين مولتانى فرزندش در جنب وى ، و همانجا ، قبر شيخ اوحد الدين كرمانى است .
چون عراقى ، مورد توجه خاص و عام بود ، راجع به تاريخ رحلت او اشعارى سرودهاند ، از جمله مؤلف خزينة الاصفيا مىگويد :
شد عراقى ، چون از اين عالم به خُلد * سالِ وصل آن شَهِ والامكان
« آفتاب حسن مولى » كن رقم * « شاعر محبوب مهدى » هم بخوان
قطعه ديگر :
عراقى چون ز دنيا رخت بربست * به اهل دهر گفت : هذا فراقى
به تاريخ وصالش « محترم » گو * دگر « سلطان ولى عالى عراقى »
« آفتاب حسن مولى » و « شاعر محبوب مهدى » و « محترم » و « سلطان ولى عالى عراقى » به حساب جمل 688 مىشود . در كتاب ميخانه عمر وى 88 سال و در سفينه الاوليا رحلت وى در 888 و عمر وى 82 سال آمده و نظر دوم بيشتر مقرون به حقيقت است .
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 26 و 27 .
( 2 ) . لغتنامه دهخدا ، شماره مسلسل 79 « ف . فرازى » صفحه 74 .