تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
( شهرت و لقب بهاء الدين محمد 623 - 712 ه . ق ) پسر و از خلفاى مولانا جلال الدين رومى و از قدماى مشايخ سلسله مولويه بود . در قونيه ( از بلاد آسياى صغير ) و دمشق تحصيل كرد و گذشته از آن ، صحبت مشايخ و خلفاى پدر ، مانند برهان محقق ، شمس تبريزى ، صلاح الدين زركوب و حسام الدين چلبى را درك كرد ، و مخصوصا دست ارادت به صلاح الدين و حسام الدين داد . در زمان حيات پدر ، غير از كسب مقامات روحانى ، ظاهرا مسند تدريس داشت و بعد از وفات او نيز ، تا حسام الدين چلبى زنده بود ، مسند شيخى را همچنان به وى بازگذاشت ، بعد از وفات حسام الدين ، عنوان شيخى و خلافت مولويه به وى تعلق يافت . ( شعبان 683 ه . ق ) و وى تا پايان عمر نزديك سى سال صاحب اين مقام بود ، و اكثر آداب مولويه در سماع و لباس به دو منسوب است . سلطان ولد آثارى نيز به نظم و نثر دارد كه از آن جمله است ديوان قصايد و غزليات ( بعضى از غزليات وى به اشتباه در ديوان كبير شمس نيز درج شده است ) مثنوى ولدنامه در بيان احوال و مقامات پدرش مولانا جلال الدين است ، و كتابى به نثر نوشته كه موسوم به معارف سلطان ولد ، و از نوع فيه‌مافيه است . نام سلطان ولد را در بعضى ماخذ احمد نوشته‌اند و اين درست نيست ، ظاهر آنست كه مولانا در نام‌گذارى او به نام پدر خويش « بهاء الدين ولد » نظر داشته است . » « 1 »

احمد افلاكى

يكى از معتقدان و ارادتمندان مولانا جلال الدين رومى و خاندان او ، مردى است بنام شمس الدين احمد افلاكى كه از نويسندگان متصوف قرن هشتم هجرى به‌شمار مىرود . وى به تشويق مراد خود ، جلال الدين عارف چلبى ، كتابى در شرح حال مولوى و بهاء الدين ولد و صلاح الدين زركوب و حسام الدين چلبى و سلطان ولد تا عارف چلبى ترتيب داد و در ده فصل به نام مناقب العارفين تنظيم نمود و مدت 24 سال يعنى از سال 718 هجرى تا حدود سال 742 هجرى به تأليف آن مشغول بود . اين اثر نفيس و گرانقدر از بركت انشاء سليس و روانى كه دارد از جملهء كتب ممتاز فارسى است ؛ و حاوى اطلاعات سودمندى دربارهء مولوى و جانشينان او و نيز شامل فوائد بسيار تاريخى است . حكاياتى دربارهء مولوى : از اين حكايات كه افلاكى در مناقب العارفين آورده ، مىتوان به مكارم اخلاقى و نفرت مولانا از مداهنه و تملق پىبرد :
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى مصاحب و ديگران ، ج 1 ، ص 1325 ( ستون دوم )