جَاءُوا أَرْسَالًا : پى در پى آمدند .
الرِّسْل : شير زيادى كه پى در پى از پستان دوشيده مىشود .
رسو
: رَسَا الشيءُ يَرْسُو : آن چيز ثابت و پا بر جا شد .
أَرْسَاهُ : او را ثابت و محكم كرد .
آيه : (
وَ قُدُورٍ راسِياتٍ
- 13 / سباء ) ( ديگهاى بزرگ و سنگين ، و ثابت ) .
و آيهء : (
رَواسِيَ
شامِخاتٍ - 27 / مرسلات ) كوههاى سربرافراشته و استوار .
آيهء : (
وَ الْجِبالَ أَرْساها
- 31 / نازعات ) كه اشاره به معنى آيهء : (
وَ الْجِبالَ أَوْتاداً
- 7 / نباء ) است . ( يعنى : كوههائى چون ميخها محكم و فرو كوفته ) .
شاعر گويد :
و لا جبال إذا لم ترس اوتاد .
يعنى : ( كوههائى كه چون ميخها ثابت نباشند و ريزش كنند كوه نيستند ) .
ألقت السّحابة مراسيها : ابرها پيوسته و با ثبات و پى در پى باريد مثل : ألقت طنبها :
ريشههايش را افكند و رها كرد .
خداى تعالى گويد : (
ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها
« 1 » - 41 / هود ) .
مَجْراها وَ مُرْساها
- در آيه از - اجريت اجراء و أَرْسَيْتُ إِرْسَاءً - است .
مُرْسَى - در معنى مصدر - اسم مكان - اسم زمان - اسم مفعول - است كه -
هامش
( 1 ) ازهرى از قول ابو اسحاق مىنويسد كسى كه - مُجراها و مُرساها - مىخواند يعنى روان كردن و نگهداشتن كشتىها از خداى تعالى است . و كسى كه - مُجريها و مُرسيها - مىخواند يعنى خداى تعالى است كه با قوانين خلقتش كشتىها را روان مىسازد و نگهميدارد . و كسى كه - مَجراها و مَرساها - مىخواند معنى آن روان شدن و بازماندن كشتىهاست .
( تهذيب اللّغة 13 / 56 ) آيهء فوق سخن حضرت نوح است در وقتى كه آغاز طوفان است و كشتى را آماده كرده به اصحابش مىگويد : (ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ- 41 / هود ) را در موج و خيزش همانند كوهها روان مىساخت و چنان كه لغت نويسان نوشتهاند واژههاى - مرسى - و مجرى - در حكم مصدر اسم مكان ، ( لنگرگاه ) اسم زمان حركت ، و اسم مفعول است .