رصص
: خداى تعالى گويد : (
كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
- 4 / صف ) يعنى : استوار و محكم ، گوئى كه با سرب و قلع ساخته شده .
رَصَصْتُهُ و رَصَّصْتُهُ : محكمش كردم .
تَرَاصُّوا فى الصّلاة : در صف نماز متراكم شدند و به سختى به هم پيوستند ( دوش به دوش و صف به صف ) .
تَرْصِيص المرأة : نگهداشتن و بستن روسرى و نقاب بر سر .
مصدر - تَرْصِيص - از - تَرَصُّص - بليغتر و رساتر است .
( كه در - تَرْصِيص - فعل متعدّى است و با اختيار انجام مىشود ولى در - تَرَصُّص - اين چنين نيست ) .
رصد
: الرَّصَد ، آمادگى براى مراقبت و ديدهبانى است .
فعلش - رَصَدَ له و تَرَصَّدَ و أَرْصَدْتُهُ له - است .
خداى تعالى گويد : (
وَ إِرْصاداً
لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ « 1 » - 107 / توبه ) .
خداى عزّ و جل ق گويد : (
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ
- 14 / فجر ) هشدارى است بر اينكه هرگز بر ايشان گريز گاهى و پناگاهى نيست . ( زيرا پهنهء جهان در حكومت خداوند است -
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
- قدرت آفرينش او تمام هستى يعنى آسمانها و زمين را فرا گرفته ) .
براى رَاصِد - به صورت - مفرد و - رَاصِدِينَ - به صورت جمع هر دو - رصد - گفته مىشود و همچنين براى مَرْصُود - چه مفرد و چه جمع .
خداى تعالى مىگويد : (
يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً
- 27 / جنّ ) كه احتمال همهء آنها را دارد ( يعنى هم اسم فاعل و مفعول چه مفرد و چه جمع ) المَرْصَد - اسم مكان است يعنى رصدگاه ، خداى تعالى گويد : (
وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ
- 5 / توبه ) .
هامش
( 1 ) گويى كه قرن 1400 سال پيش صحنههاى مبارزات امروز مسلمين با كفّار را تجسّم بخشيده است .