(
أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا
- 83 / مريم ) .
يعنى : ( آيا نمىدانى كه شياطين را بر كافرين واگذارديم و آنها را به سختى مضطرب و هيجان زده مىكنند ) و گاهى ارسال - نقطهء مقابل امساك - است ، خداى تعالى گويد :
(
ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ
لَهُ مِنْ بَعْدِهِ - 2 / فاطر ) .
( خداوند هر چه را از رحمت و بخشايش براى مردم مىگشايد و روا مىدارد هيچكس مانع و بازدارندهء آنها نيست و هر چه را روا ندارد و نگشايد كسى غير از خداى بر آن توانا و رساننده آنها نيست . ) الرّسل من الإبل و الغنم : گلّههاى رها شده در چراگاه .
هامش
و برانگيختن با تكليف و فرمان پذيرى و انقياد كه در موجودات غير عاقل در كارهاى زشت و زيانبار به كار مىرود .
3 - بعث و فرستادن موجودات عاقل در امور دنيايى .
4 - ارسال و فرستادن عاقل در امور دينى و اين قسمت اخير بيشتر از سه موارد ديگر در قرآن كريم ذكر شده است معانى فوق با توجّه به موضوع مورد بحث فهميده مىشود .
5 - استرسال يعنى رها كردن و نستردن موى سر و صورت و يال و دم على رسلك : آرام باش . التّرسل فى الكلام : وقار در سخن همراه با صداى آرام . مرسل : پر شير .
ابن انبارى مىگويد : اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه : اعلام مىدارم و بيان مىكنم كه محمّد رسول اللّه ، و پيرو اخبارى است كه از خداوند دريافته و بر آنها مبعوث شده است .
اخفش مىگويد : پيامبر را از اينجهت رسول گويند كه او - ذو رساله - يعنى صاحب رسالت است .
رسول و رسوله - اسمى از مصدر - ارسال - است در آيه : (إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ- 16 / شعراء ) كه سخن موسى و هارون است اگر به صيغهء تثنيه - رسولا - يعنى ما دو فرستاده هستيم گفته نشده براى اين است كه وزن فعول و فعيل مذكّر و مؤنّث و مفرد و جمع در آنها يكى است و به كار بردن رسول - در تثنيه و جمع جايز است . ارسال - هم يعنى گروههاى پياپى - و - ارسال كلام : سخنى كه بدون تقييد و تكلّف اداء شود .
تراسل النّاس فى الغناء : سرودى كه يكى آغاز مىكند ديگران آهنگش را ادامه مىدهند .
ترسل : در قرائت ، خواندن بدون شتاب و عجله است . رسل و رسله : مدارا و نرمخويى است .
حديث مرسل : حديثى است كه اسناد آن به صاحبش متّصل نباشد يا اسنادش حذف شده باشد .
مرسلات : در قرآن به سه معنى 1 - بادها 2 - فرشتگان 3 - اسبان جنگى . مرسلة : گردن بندى كه از مهرهها باشد ( لس 11 / 283 - مصباح 1 / 274 - صح - اساس 162 - تهذيب اللغة 12 / 392 - مجمع البحرين 5 / 382 ) .