تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
(
وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ
- 18 / زخرف ) « 1 » دوّم - غَيْر ، به معنى ( الّا ) و حرف استثناء كه بعد از - غير - جمله مستثنى مىشود و اسم نكره به وسيله آن وصف مىشود ، مثل : مررت بقوم غير زيد : بر گروهى مگر زيد گذشتم ، در آيات : (
ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي
- 38 / قصص ) (
ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
- 59 / اعراف ) (
هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ
- 3 / فاطر ) سوّم - ( غَيْر ) براى نفى صورت بدون مادّه آن به كار مىرود مثل عبارت : الماء اذا كان حارّا غيره إذا كان باردا : وقتى كه آب گرم باشد و غير آب وقتى كه خنك باشد . ( كه واژه - غير - در اين عبارت نفى گرمى آب از غير آن كه خنك است نموده ) « 2 » در آيه : (
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها
- 56 / نساء ) « 3 » . چهارم - ( غَيْر ) در صورتى به كار رود كه ذات شىء را در بر گيرد ، مثل آيات : (
الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ
- 93 / انعام ) يعنى باطل نه حقّ « 4 » . (
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
- 39 / قصص ) (
أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا
- 164 / انعام ) (
وَ يَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْماً غَيْرَكُمْ
- 57 / هود )
هامش
( 1 ) و او در دشمنى نهانى و آشكارا است . ( 2 ) مفهوم سوّم « غير » كه در متن آمده تأييد كننده آيه : (اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها- 2 / رعد ) است كه در زيرنويسى واژه رفع - به تفصيل بيان شد و اينجا تأييدى از نظر راغب در تفسير ( غير ) بر آن معنى است يعنى آسمانها و زمين و ستارگان با نيروهايى برپا داشته شده كه ما نمىبينيم و گر نه علّتى بر حركت و برپاداشتن آنها وجود دارد و اين خود يكى از معجزات بزرگ با فصاحت علمى قرآن است كه گاهى در يك واژه به يك اصل كلّى آفرينش كه از ديد معمولى بشر پنهان و پوشيده است اشاره مىكند . ( 3 ) پوستى كه پخته شده است . ( 4 ) چون در باره خداى و حقّ سخنانى پوچ و باطل مىگويند جزا و پاداشى خوار و پست داده مىشود اين آيه خطاب به كسانى است كه به دروغ ادّعاى دريافت وحى و پيامبرى نموده و نيز در بارهء ستمكاران .