(
وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ
- 102 / اعراف ) « 1 » (
فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا
- 59 / مريم ) در آيهء اخير يعنى به زودى عذاب را خواهند ديد ، عذاب را در اين آيه از اين جهت - غىّ - ناميده است كه غيّى - سبب عذاب است و بنا بر قاعدهء ناميدن و تسميه چيزى به سبب آن است مثل اينكه گياه را رطوبت گويند ( كه رطوبت سبب رشد گياه مىشود ) .
گفته شده معنايش اين است كه به زودى نتيجه و اثر غىّ و عقيدهء فاسد خود را در مىيابند و به آن مىرسند :
در آيات : (
وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغاوِينَ
- 91 / شعراء ) (
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ
- 224 / شعراء ) (
إِنَّكَ لَغَوِيٌّ
مُبِينٌ - 18 / قصص ) ولى در آيه : (
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
- 121 / طه ) يعنى نادانى كرد . و گفته شده معنايش - خاب - است يعنى به آنچه كه خواست نرسيد و نوميد شد ، مثل سخن اين شاعر كه مىگويد :
و من يغو لا يعدم على الغىّ لائما « 2 » .
و نيز گفتهاند - غوى - در معنى - فسد عيشه است زندگى او به تباهى و فساد انجاميد ، چنان كه مىگويند : غوى الفصيل و غوى - مثل هوى و هوى : ديوار فرو ريخت .
و آيه : (
إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ
- 34 / هود ) گفتهاند معنايش اين است كه بر جهالت و نادانيتان شما را عقوبت مىكند و يا اينكه به نادانى و گمراهىتان بر شما
هامش
( 1 ) يعنى : شياطين برادران و هم سخنان خود را در گمراهى مىكشانند . در قرآن افراط گران و مترفين را برادران شيطان معرّفى مىكند ، مىگويد : (إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ- 27 / اسراء ) آنها كه از فرط زيادى سرمايهها همواره اسراف كننده هستند ، در حقيقت راه شيطان كه جهالت و گمراهى است در پيش گرفتند و لذا در قرآن همواره صفت اسراف و تبذير مورد ملامت قرار گرفته حتّى در خوردن .
( 2 ) شعر از مرقش اصغر است تمام بيت چنين است :فمن يلق خيرا يحمد النّاس امره * و من يغولا يعدم على الغىّ لائماكسى كه به خيرى رسيد كارش را مردم مىستايند و آنكه مأيوس شد نوميديش و نادانيش فاقد ملامتگر نيست .