غَيَابَة : : زمين گود و فرو رفته .
غَابَة : هم از همين واژه ( غيابه ) است يعنى بيشه زار ، گفت :
(
فِي غَيابَتِ
الْجُبِّ - 10 / يوسف ) يعنى در ته چاه . مىگويند : هم يشهدون احيانا و يَتَغَايَبُون احيانا : گاهى حاضر مىشوند و زمانى غائب .
و آيه : (
وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
- 53 / سباء ) از جائى كه با ديدگان ظاهر و باطن او را درك نمىكند .
غوث
: الغَوْث : در يارى نمودن گفته مىشود و - غَيْث - در باران . اسْتَغَثْتُهُ : از او يارى خواستم يا طلب باران كردم أَغَاثَنِي : ياريم كرد و به فريادم رسيد كه از واژه - غوث - است ولى - غاثنى - از واژه - غيث - است .
غَوَّثْتُ : از غوث و يارى نمودن است ، در آيات :
(
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ
رَبَّكُمْ - 9 / انفال ) « 1 » (
وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا
بِماءٍ كَالْمُهْلِ - 29 / كهف ) « 2 » .
و صحيح است كه -
يَسْتَغِيثُوا
- از واژه - غيث - يعنى طلب آب و يا از - غوث - يعنى طلب يارى باشد . و همچنين -
يُغاثُوا
- كه در آيه هست مبتداء و خبر است هر دو
هامش
ديگرى را در غيابش به آنچه را كه در آن هست و مردم مىدانند و مىشناسند ذكر كند غيبت نكرده است مثل صفات تندى و خشم و شتاب زدگى و از اين قبيل صفات كه در ميان مردم آشنا و مشهور است .
اگر عيبى در كسى باشد ذكر آن در غيابش غيبت است و اگر عيبى در آن نباشد بازگو كردنش بهتان است . ( سفينة البحار 1 / 63 - صحيح بخارى كافى / شيخ كلينى 2 / 358 - مجمع البحرين 2 / 136 ) .
( 1 ) از پروردگارتان يارى خواستيد (فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ- 15 / قصص ) 2 - در بارهء حضرت موسى است كه يكى از يارانش عليه دشمنش از او كمك خواست .
( 2 ) مجرمين و كفّار دوزخى كه از تمام نعمتهاى نوشيدنى و خوردنى در دنيا بهرهمند بودند و از ستمكارى به ديگران باكى نداشتند همين كه در جهنّم كمك مىطلبند با آبى چون گداختهاى از فلزّات يارى مىشوند .