أَغَارَ على العدوّ إِغَارَةً و غَارَةً : بر دشمن تاخت و تاز آورد ، در آيه گفت : (
فَالْمُغِيراتِ
صُبْحاً - 3 / عاديات ) « 1 » كه عبارت از خيل و ستوران است .
غير
: غَيْر بر چند وجه گفته مىشود :
اوّل اين است كه براى نفى مجرّد و مطلق باشد بدون اثبات كردن معنايى در چيزى به وسيله آن مثل عبارت - مررت برجل غير قائم - يعنى به مردى كه ايستاده نبود گذشتم ، در آيات :
(
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ
- 50 / قصص ) « 2 » (
وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ
- 18 / زخرف )
هامش
شعر ابو ذؤيب مفهوم متعالى از آيات متعدّد قرآنى است كه تازيانهء عبرتى بر گردهء مستكبرين و طاغوتهاى زمان است كه با پرستش زندگى ، و روزگار و شيفتگى به جاه و قدرت و مقام از گذشت زمان غافلند ، چنان كه در قرآن مىگويد : (تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ. . . - 140 / آل عمران ) سعدى مىگويد :كدام باد بهارى وزيد در عالم * كه باز در عقبش نكبت خزانى نيستخوشست عمر دريغا كه جاودانى نيست * پس اعتبار بر اين پنج روز فانى نيستدرخت قد صنوبر خرام انسان را * مدام رونق نوباوهء جوانى نيست( رحمة اللّه عليه ) .
( 1 ) سوگندهاى قرآن كه گونهاى شهادت از مورد سوگند است غالبا آنچنان شكوهمندى و عظمتى دارد كه گويى روح و حيات يك جامعه را در بر مىگيرد يكى از آن سوگندهاى با عظمت ، آيه : (فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً- 3 / عاديات ) كه اشارهاى به شب زنده داران و سحر خيزان است كه همچون سپاه كفر تن آسانى ، و خواب غفلت آنها را فرا نگرفته بلكه صبحگاهان بر دشمن يورش مىبرند تا دشمن را آگاه سازند كه رمز سعادت و سلامت جامعه نه در خواب و غفلت و سرمستى است بلكه در هشيارى و بيدارى و خدا پرستى است ، شگفتى در اين است كه خداوند به همان مركبهاى و ستورانى كه چنين عظمتى مىآفرينند و ياور سپاهيانند با حركت سريعشان و با هجوم به دشمن گرد و غبار برمىافشانند . سوگند مىخورد و آنها را شاهد چنان حالتى انسانى در دفاع از امّت اسلامى مىداند و سپس مىگويد : به راستى كه انسان از نظر كلّى به پروردگارش ناسپاس است و خود بر اين امر گواه است زيرا براى دوستى مال و ثروت حريص است و در باره كسانى كه از سيرهء خدا پرستى و شب بيدارى پيروى مىكنند مىگويد : پروردگارشان به حالشان آگاه است .
( 2 ) چه كسى گمراهتر از آن كسى است كه هواهاى نفسانى خويش را بدون هدايتى از سوى خدا پيروى مىكند ؟ ! .