مىگويند :
فلان يُؤْمِن بِالرَّجْعَة : ( او به رجعت باور دارد ) .
رِجَاع : مخصوص بازگشت پرنده بعد از دورى و هجرت آن است .
از واژهء رجوع - آيات : (
لَئِنْ رَجَعْنا
إِلَى الْمَدِينَةِ - 8 / منافقون ) و (
فَلَمَّا رَجَعُوا
إِلى أَبِيهِمْ - 63 / يوسف ) (
وَ لَمَّا رَجَعَ
مُوسى إِلى قَوْمِهِ 150 / اعراف ) و (
وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا
فَارْجِعُوا « 1 » - 28 / نور ) .
رَجَعْتُ عن كذا رَجْعاً : از آن بازگشتم و منصرف شدم .
رَجَعْتُ الجوابَ : پاسخ را برگرداندم ، مثل آيات :
(
فَإِنْ رَجَعَكَ
اللَّهُ إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ - 83 / توبه ) و (
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ
- 48 / مائده ) .
(
إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى
- 8 / علق ) و (
ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ
- 60 / انعام ) و صحيح است كه -
مَرْجِعُكُمْ
- از - رجوع « 2 » باشد ( يعنى از بازگشتن نه از بازگرداندن ) .
مثل آيهء : (
ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
- 28 / بقره ) .
و اگر هم از - رجع - باشد درست است مانند آيه (
ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
- 28 / بقره ) كه مثل آيه : (
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ
- 281 / بقره ) كه هم با فتحه حرف ( ت ) و هم با
هامش
( 1 ) آيهاى است در نهايت اوج و عظمت اخلاق اسلامى كه كمال ظرفيّت و جنبهء روحى انسانها را تعليم مىدهد ، مىگويد : هر گاه به ديدن كسى رفتيد و او در خانه نبود و يا بود و به شما گفت فعلا از پذيرائى معذورم با نهايت ادب و محبّت و بدون رنجش برگرديد كه اين حالت براى شما بهتر و پاكيزهتر است و خدا به اعمالتان دانا است ، در قسمت اوّل آيه مىگويد جز خانههاى خودتان به خانههاى ديگران داخل نشويد تا آشنائى دهيد و بر آنها سلام كنيد كه اين عمل برايتان بهتر است و اگر كسى در آن خانه نبود وارد آنجا نشويد تا اجازت دهند و به خانههاى غير مسكونى اگر متاعى و مالى در آنجا داشتيد گناهى بر شما نيست كه داخل شويد امّا بدانيد كه خداوند آنچه را كه آشكار يا پنهان مىكنيد مىداند .
و اين مسئله مهمّ و دقيق را خداوند براى استحكام اساس روابط صحيح اجتماعى و خانوادگى بيان مىكند تا سلامتى جامعه مصون باشد و بنيان روابط خانوادگى دستخوش هوسها و بىتربيتىها نگردد .
( 2 ) راغب رحمه اللّه - رجوع - را فعل لازم يعنى بازگشتن و - رجع - را متعدّى يعنى بازگرداندن مىداند كه در لغتنامهها معتبر هر دو مصدر را هم لازم و هم متعدّى نوشتهاند .
رافعى مىنويسد : رجع من سفره و عن الامر ، يرجع ، رجعا ، و رجوعا و رجعى و مرجعا .
ابن سيده نيز همنظر رافعى است مىنويسد : رجع رجعا رجوعا رجعى رجعانا مرجعه .