ارْتَجَعَ إِبلا : وقتى است كه كسى نرينه بفروشد و مادينه بخرد و معنى برگرداندن در آن معتبر و مقدر است اگر چه در خريدن عين آن را به دست نياورده است .
اسْتَرْجَعَ فلانٌ : او -
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
- گفت ( استرجاع يعنى گفتن -
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
) .
تَرْجِيع : رد كردن پيوسته و پياپى صدا با آواز موزون در تلاوت و غناء و آواز است .
و همچنين تكرار سخن بطوريكه هر بار صدا بلندتر مىشود مثل - ترجيع در اذان كه به همين ترتيب ادا مىشود ( آغاز كلمات در اذان ، صدا كوتاه است و بعد با لحن موزون و بلند و كشيده اداء مىشود ) .
رَجِيع : كنايه از شكمروى و مدفوع و سرگين است كه براى انسان ، و حيوان باعث اذيّت است كه از رجوع - گرفته شده و به معنى فاعل است يا از - رجع - كه در آن صورت به معنى مفعول است ( چنان كه گفتيم راغب رحمه اللّه - رجع - را متعدّى دانسته است ) .
جُبَّة رَجِيع : جامه و لباس كهنه و وصلهدار كه دوباره پوشيده مىشود و - رَجِيع - از ستور و حيوان ، آن است كه همواره آن را از سفرى به سفر ديگر ببرى ، مؤنث آن رَجِيعَة - است ولى - دابَّة رَجِيع - مىگويند نه - دابَّة رَجِيعَة .
رِجْعُ سَفَر : كنايه از دور شدن و بازنشستن از مسافرت و خستگى است .
الرَّجِيع من الكلام : سخنى كه به گويندهاش برمىگردد يا تكرار مىشود .
رجف
: الرَّجْف : اضطراب و حركت سخت و شديد .
هامش
و مكتبى است كه مىخواهد و اصرار دارد دوران اوّليهء بشر را پس از قرنها كه بر تكاملش گذشته تجويز و تجديد كند امّا آئين تكامل بخش خدائى و پيامبرش مىگويد : (وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ- 29 / غافر ) يعنى ما شما را به راه رشد و حيات و كمال هدايت مىكنيم نه راهى ديگر و خداپرستان نيز همواره مىگويند (وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً- 10 / كهف ) پروردگارا ما را در كارمان رو به رشد قرار ده و راهش را برايمان آماده كن .