خداى تعالى گويد : (
إِذا رُجَّتِ
الْأَرْضُ رَجًّا - 4 / واقعه ) كه مثل (
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها
- 1 / زلزال ) است .
الرَّجْرَجَة : اضطراب و بىتابى .
كتيبة رَجْرَاجَة : لشگر و سپاهى كه از كثرت انبوه موج مىزند .
جارية رَجْرَاجَة : زنى كه از فربهى ، گوشت بدنش در راه رفتن حركت دارد .
ارْتَجَّ فى كلامه : در سخنش اضطراب و لرزش بود .
الرِّجْرِجَة : آبى كم و راكد كه با جزئى حركتى گل آلود مىشود .
رجز
: اصل رَجْز - حركت و اضطراب است و از اين معنى است عبارت :
رَجَزَ البعيرُ ، رَجْزاً فهو أَرْجَزُ و ناقة رَجْزَاء يعنى شترى كه فاصله گامهايش از شدّت ضعف كوتاه است .
رَجَز ، در شعر آنست كه كلماتش از كلمات شعرى كمتر و كوتاهتر است و به همين شباهت يعنى نزديك بودن جملاتش رجز ناميده شده يا به تصوّر اينكه در موقع خواندن آن ، زبان لرزش و تحرّك دارد و به اين چنين شعرى - أُرْجُوزَة و أَرَاجِيز - گفته مىشود .
رَجَزَ فلانٌ و ارْتَجَزَ - او رجز خواند .
و خواننده - رجز - را - رَاجِز - ، رَجَّاز ، رَجَّازَة - گويند .
در آيهء : (
عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ
أَلِيمٌ - 5 / سباء ) معنى واژه - رجز ، عذابى مثل زلزله است .
و در آيه : (
إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً
مِنَ السَّماءِ - 34 / عنكبوت ) يعنى عذابى آسمانى .
و در آيه : (
وَ الرُّجْزَ
فَاهْجُرْ - 5 / مدّثر ) گفتهاند - رُجْز - بتى است ، و نيز گفتهاند كنايه از گناه است كه به نتيجه و فرجامش اينطور ناميده شده است مثل ناميدن رطوبت به چربى ( چون چربى هم آغشته و مرطوب مىكند ) .