اعتبار جسم است و زمانى هم به اعتبار قدر و منزلت . در آيات :
(
وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ
- 53 / قمر ) (
لا يُغادِرُ صَغِيرَةً
وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها - 49 / كهف ) (
لا أَصْغَرَ
مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرَ « 1 » 61 / يونس ) در همهء آيات فوق صغير و كبير به قدر و ارزش خير و شرّ و به اعتبار يكديگر ذكر شده .
صَغِرَ صِغَراً : كوچكى در برابر بزرگى است .
صَغُرَ صَغَراً و صِغَاراً : كوچك شدن و خوارى در برابر عزّت است .
صَاغِر : كسى است كه به منزلتى ناچيز و پست و دون ، خشنود است در آيه : (
حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
- 29 / توبه ) .
( تا اينكه به دست خويش در حالى كه حقيرند ، جزيه دهند ) .
هامش
( 1 ) در قرآن مجيد شش بار از ذرّه يعنى كوچكترين حدّى كه بشر از اجسام يا به طور مجاز از كارها دارد اشاره شده است . امّا جالب اين است كه در دو آيهء يكى همين آيهاى كه در متن آمده خداوند به كوچكتر از ذرّه اشاره نموده است و يكى هم در سوره سباء آيهء سوّم - مىگويد -لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ- سخن هر چه باشد خداوند انسانها را به اجسامى از ذرّه كوچكتر توجّه مىدهد و حال اينكه تا قرن بيستم آخرين حدّ تصوّر بشر از اجسام ذرّات فرضى اتمى بوده كه با شكستن اتم وجود الكترونها يعنى كوچكتر از ذرّات براى بشر مسلّم و ثابت شد . هر چند شعراى متفكّر و ژرف نگر ما به تبعيّت و الهام از آيات و احاديث در اشعارشان به مركزيتى همانند خورشيد در دل ذرّات با صراحت اشاره نمودهاند . هاتف اصفهانى مىگويد :چشم دل باز كن كه جائى بينى * آنچه ناديدنى است آن بينىدل هر ذرّهاى كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينىبا يكى عشق ورز از دل و جان * تا به عين اليقين عيان بينىكه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الّا هوتو كم از ذرّه نهاى پست مشو مهر بورز * تا به خلوتگه خورشيد رسى چرخ زنانبه هر حال آفريدگار جهان در آيات قرآن مسائل تفكر انگيز و عبرت آفرينى را براى خردمندان نه كالانعام ، با صراحت اشاره نموده است .