و در راه باطل متزلزل شدند لذا به آنها مىگويد نيز نگاهتان را فراهم كنيد و به صف بيائيد ) .
و آيات :
(
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ
- 165 / صافّات ) (
وَ الصَّافَّاتِ
صَفًّا - 1 / صافّات ) مقصود ملائكه است .
و آيات : (
وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا
- 22 / فجر ) ( تأويل آيه در ذيل - جاء - آمده است ) .
(
وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ
- 41 / نور ) (
فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ
- 36 / حجّ ) .
يعنى : نام خداى را در حالى كه ايستادهايد ياد كنيد و به زبان آريد .
صَفَفْتُ كذا : آنها را به صف كردم .
و آيه : (
عَلى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ
- 20 / طور ) بر تختهايى آراسته و رديف شده .
صَفَفْتُ اللّحمَ : گوشت را تكّه تكّه و منظّم چيدم .
الصَّفِيف : گوشت چيده شده ( گوشت آماده براى كباب ) .
صَفْصَف : زمين هموار و مسطّح ، گويى كه صفى واحد است .
در آيه گفت : (
فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً
لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً - 106 / طه ) ( اگر در بارهء سرنوشت زمين در آستانه قيامت سؤال كنند بگو زمين را چنان هموار سازد كه كجى و برجستگى در آن نمىبينى ) .
الصُّفَّة : ايوان و طارمى ساختمانها .
صُفَّةُ السّرجِ : برآمدگى زين ستور كه تشبيهى به همان بلندى ايوان است .
صَفُوف : شتر مادّهء پر شير كه كاسهها براى شيرش به صف مىشود يا اينكه پاهايش در موقع دوشيدن منظّم قرار مىگيرد .
صَفْصَاف : درخت بيد .