تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
و در راه باطل متزلزل شدند لذا به آنها مىگويد نيز نگاه‌تان را فراهم كنيد و به صف بيائيد ) . و آيات : (
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ
- 165 / صافّات ) (
وَ الصَّافَّاتِ
صَفًّا - 1 / صافّات ) مقصود ملائكه است . و آيات : (
وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا
- 22 / فجر ) ( تأويل آيه در ذيل - جاء - آمده است ) . (
وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ
- 41 / نور ) (
فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ
- 36 / حجّ ) . يعنى : نام خداى را در حالى كه ايستاده‌ايد ياد كنيد و به زبان آريد . صَفَفْتُ كذا : آنها را به صف كردم . و آيه : (
عَلى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ
- 20 / طور ) بر تخت‌هايى آراسته و رديف شده . صَفَفْتُ اللّحمَ : گوشت را تكّه تكّه و منظّم چيدم . الصَّفِيف : گوشت چيده شده ( گوشت آماده براى كباب ) . صَفْصَف : زمين هموار و مسطّح ، گويى كه صفى واحد است . در آيه گفت : (
فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً
لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً - 106 / طه ) ( اگر در بارهء سرنوشت زمين در آستانه قيامت سؤال كنند بگو زمين را چنان هموار سازد كه كجى و برجستگى در آن نمىبينى ) . الصُّفَّة : ايوان و طارمى ساختمانها . صُفَّةُ السّرجِ : برآمدگى زين ستور كه تشبيهى به همان بلندى ايوان است . صَفُوف : شتر مادّهء پر شير كه كاسه‌ها براى شيرش به صف مىشود يا اينكه پاهايش در موقع دوشيدن منظّم قرار مىگيرد . صَفْصَاف : درخت بيد .