باغشان مثل شب ، سياه شده بود چون شب را - صَرِيم - يعنى سياه مىگويند پس معنى آيه اين است كه درختان و باغ در اثر احتراق و سوختن همچون شب سياه بود .
و آيه : (
إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها
مُصْبِحِينَ - 17 / قلم ) .
يعنى : آنها را بچينند و بدست آورند ( سوگند خوردند همين كه صبح كردند ميوههاى باغ را بچينند ) .
و آيه : (
فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ
- 21 / قلم ) ( همين كه صبح كردند يكديگر را ندا دادند كه براى چيدن ميوهها به سوى باغتان برويد ) .
الصَّارِم : قاطع و برنده ( كنايه از شمشير كه در اشعار به كار رفته ) .
ناقةٌ مَصْرُومَةٌ : شترى است كه گوئى پستانش را بريدهاند تا شير ندهد و قوى شود .
تَصَرَّمَتِ السَّنَةُ : سال تمام شد و به پايان رسيد .
انْصَرَمَ الشّيءُ : بريده شد .
أَصْرَمَ : حالش بد شد .
صراط
: الصِّرَاط : راه مستقيم « 1 » .
گفت : (
وَ أَنَّ هذا صِراطِي
مُسْتَقِيماً - 153 / انعام ) كه آن را - سراط - هم گفتهاند و
هامش
( 1 ) براى راه واژههاى متعدّدى چه به صورت مفرد و چه به صورت جمع در قرآن و در زبان عربى وجود دارد مانند سبيل و سبل - طريق و طرق - منهاج و مناهج - مورد و موارد - مسلك و مسالك - معبر و معابر - مذهب و مذاهب - شرع و شوارع .
تنها واژهاى كه در اين معنى مفرد است و جمع ندارد - صراط است كه اگر با صفتى يا اضافهاى به كار نرود در معنى ملازم بودن راه خير است و سى و چند بار در قرآن ذكر شده ، 34 بار با صفت مستقيم و عزيز و حميد و انعمت عليهم توصيف شده است تنها يك بار با واژه جحيم .
از جمع معانى آيات مىفهميم - صراط - يك راه بيش نيست كه يا پايانش خير است و مستقيما به رضوان خداى مىرسد و يا راه مستقيمى است كه به سوى دوزخ راهبرى مىكند ، راه مستقيم هم همان است .