فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
- 41 / مريم ) (
وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ
- 75 / مائده ) .
و گفت : (
مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ
وَ الشُّهَداءِ - 69 / نساء ) ، پس - صدّيقين - كسانى هستند كه در فضيلت مادون پيامبرانند و در كتاب : ( الدّريعة الى مكارم الشّريعة ) آن را بيان داشتهام .
گاهى صدق و كذب در چيزى است كه در اعتقاد ثابت است و از آن نتيجه مىشود مثل :
صَدَقَ ظنّى : گمانم درست است .
كذب ظنّى : پندارم دروغ است .
واژه صدق و كذب در كار اعضاء بدن نيز به كار مىرود ، چنان كه گفته مىشود صَدَقَ في القتال : وقتى كه كسى حقّ جنگ را به جا مىآورد و آنچه را كه شايسته است و آن طور كه واجب است كارزار مىكند .
كذب فى القتال : وقتى است كه بر خلاف معنى فوق عمل كند ( وقتى كه در كارزار بىكفايتى كند ) .
در آيه گفت : (
رِجالٌ صَدَقُوا
ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ - 23 / احزاب ) يعنى با كارهايى كه آشكار كردند وفاى به عهد و پيمان را به اثبات رساندند و آن را محقّق نمودند .
و آيه : (
لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ
عَنْ صِدْقِهِمْ - 18 / احزاب ) يعنى از كسانى كه صدق در گفتارشان هست از صدق كردارشان مىپرسد كه آگاهى و تنبيهى بر اين امر است كه اعتراف زبانى به حقّ بدون گزينش آن و بدون نيّت و قصد حقّ ، كافى نيست و سخن خداى تعالى :
كه : (
لَقَدْ صَدَقَ
اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ - 27 / فتح ) .
( خداوند رؤياى صادق پيامبر خويش را به حقّ و راستى ثابت كرد ) پس اين مطلب ، صدق در فعل است كه همان تحقّق يافتن و انجام شدن است يعنى خداوند رؤياى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را محقّق نمود و به انجام رساند .
و بر اين اساس آيه : (
وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ
- 33 / زمر ) يعنى آنچه را به