152 / آل عمران ) .
( خداوند وعدهاش را با شما راست و درست گردانيد ) .
صَدَقْتُ فلانا : او را به راستگوئى نسبت دادم .
أَصْدَقْتُهُ : راستگويش يافتم ، گفته شده هر دو عبارت اخير به يك معنى است و به جاى هم به كار مىروند .
در آيات : (
وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ
لِما مَعَهُمْ - 101 / بقره ) (
وَ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ
- 46 / مائده ) ( سپس بر اثر ايشان ، عيسى بن مريم را آوردى كه تصديق كنندهء تورات بود كه پيش از او نازل شده بود ) .
تَصْدِيق : در هر چيزى كه در آن تحقيق و پژوهش شده باشد ، به كار مىرود ، مىگويند : صَدَّقَنِي فعله و كتابه : كار و نوشتهاش مرا تصديق كرد .
آيات : (
وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ
« 1 » - 89 / بقره ) (
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ
- 3 / آل عمران ) .
(
وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا
- 12 / احقاف ) يعنى تصديق كننده كتابهائى است كه پيشتر آمده است . و واژهء -
لِساناً
- در آيهء اخير به خاطر ( حال ) بودن منصوب است ، در مثل مىگويند :
صَدَّقَنِي سنّ بَكْرِهِ : ( به هر چه در دل داشت مرا آگاه كرد ) « 2 » .
مثل فوق را براى كسانى مىزنند كه در سخنشان صادقند و اصل مثل اين است كه در موقع فروختن شتر ( يا هر متاع ديگر ) سنّ حقيقى شتر جوانش را به مشترى
هامش
( 1 ) و چون كتابى از سوى خدا بر ايشان مىآمد كه تصديق كننده كتابشان ( تورات ) بود كه قبلا با آن بر كافران پيروز مىشدند و وقتى آنچه را كه مىشناختند ( مشخصّات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه در تورات معرّفى شده بود ) بر ايشان آمد انكارش كردند .
( 2 ) ابن اثير عبارت فوق را به صورت - و فى حديث على رضى اللّه عنه « صدقنى سنّ بكره » بيان كرده و مىگويد اين حديث كه از على عليه السّلام روايت شده است مثلى است براى كسى كه در خبر دادنش و سخنش صادق است . ( النّهايه - 3 / 19 ) .