دست دهند ) و از اين معنى است :
صَدِيع : طلوع فجر .
صَدَعْتُ الفلاة : بيابان را پيمودم و قطع طريق كردم .
تَصَدَّعَ القوم : آن مردم پراكنده شدند .
صدف
: صَدَفَ عنه : به سختى از او روى گرداند . مثل - صَدَف - يعنى كجى در پاهاى شتر كه يا از سختى است ، مثل : صَدَف الجبل - يعنى لبهء پرتگاه كوه و يا از صدفى كه از دريا خارج مىشود .
و آيه : (
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآياتِ اللَّهِ وَ صَدَفَ
عَنْها - 157 / انعام ) ( چه كسى ستم پيشهتر از كسى است كه آيات خدا را تكذيب مىكند و از آنها روى مىگرداند ) . و آيه :
(
سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ
. . .
- بِما كانُوا يَصْدِفُونَ
- 157 / انعام ) .
صدق
: الصِّدْق و الكذب : راست و دروغ ، اصلشان در قول و سخن است چه ماضى و چه حال و مستقبل ، چه وعدهء راست و دروغ باشد و يا غير از اينها .
مقصود از معنى اوّل - فقط در سخن گفتن است و در سخن گفتن هم جز در خبر صدق و كذب در ساير موارد و اقسام سخن نيست ، از اين جهت گفت :
(
وَ مَنْ أَصْدَقُ
مِنَ اللَّهِ قِيلًا « 1 » - 122 / نساء ) .
(
وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً
- 87 / نساء )
هامش
( 1 ) ترجمه تمام آيه چنين است : آنها كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند به زودى به بهشتهايى واردشان خواهيم كرد كه جويبارها در آن روان است ، و همواره در آنجا جاودانند و اين وعدهء خداست كيست كه سخن او از خدا راستتر باشد .