و هر جا كه از صدر - نامبرده ، اشاره به سينه و ساير نيروهاى شهوانى و خشم و هوى و هوس و مانند آنهاست . آيه : (
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي
- 25 / طه ) تقاضائى است از خداى براى به صلاح آوردن قواى او و همچنين آيه : (
وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ
- 14 / توبه ) اشاره به شفا يافتن آنهاست .
و آيه : (
فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
« 1 » 46 / حجّ ) يعنى عقلهاى ضعيفى كه در ميان ساير قواى بدنى است ، و هدايتگر نيست . ( و اللّه اعلم بذلك ) .
صدع
: الصَّدْع : شكاف و شكستگى در اجسام سخت ، مثل شيشه آهن و مانند آنها .
صَدَعْتُهُ فَانْصَدَعَ و صَدَّعْتُهُ فَتَصَدَّعَ : شكستن و شكسته شد .
آيه : (
يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ
- 43 / روم ) : ( روزى كه جدا مىشوند ) .
و از اين معنى است - صَدَعَ الامر : جدايش كرد كه استعاره شده است . و آيه :
(
فَاصْدَعْ
بِما تُؤْمَرُ « 2 » - 94 / حجر ) .
و نيز - صُدَاع - به طور استعاره ، سر درد شديد است كه شبيه به تركيدگى و شكافته شدن سر است ، كه از شدّت درد آنچنان حسّ مىشود .
آيه : (
لا يُصَدَّعُونَ
عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ - 19 / واقعه ) .
( از نوشيدن نوشيدنيهاى بهشتى نه به سر درد دچار مىشوند و نه عقل خويش از
هامش
( 1 ) مىگويد : (أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى . . . )چرا در زمين سير نمىكنند تا دلهايى داشته باشند كه به آنها بفهمند و درك كنند و گوشهائى كه با آنها بشنوند پس موضوع اين است كه ديدگان ظاهر كور نمىشود بلكه دلهائى كه در سينهها و مركز وجود است ، كور و لا يشعر مىشود .
( 2 ) تمام آيه چنين است : (فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ) از مشركين روى برگردان و آنچه را كه دستور دارى جدا و آشكار كن .