الرَّبِيع : يكى از چهار فصل سال ( بهار ) .
رَبَعَ فلان و ارْتَبَعَ : در فصل بهار اقامت گزيد و باقى ماند ، سپس اين معنى به هر اقامت و منزل گزينى و يا هر وقت كه اقامت كنند و به هر منزل كه در آنجا ساكن شوند تعميم يافته و - رَبْع - ناميده شده هر چند كه در اصل ويژه اقامت در فصل - ربيع - است .
الرُّبَع و الرُّبَعِي : هر چيزى كه در بهار بدست مىآيد و حاصل آن فصل است ، و چون فصل بهار بهترين و شايستهترين هنگام ولادتست بطور استعاره در بارهء هر فرزند و مولودى كه از پدر و مادر جوان حاصل مىشود ، مىگويند :
أَفْلَحَ مَنْ كَانَ رِبْعِيُّونَ : كسى كه نوزاد بهارى دارد رستگار است .
مِرْبَاع : هم چيزى است كه در بهار حاصل شده است .
غيث مُرْبِع : باران بهارى .
رَبَعَ الحَجَرَ و الحِمْلَ : چهار گوشهء سنگ و بار را گرفت .
مِرْبَع : چوب چهار گوش كه با گرفتن چهار طرف آن ، بار را بر ستوران نهند ( مثل برانكارد ) .
رَبِيعَة : سنگى است چهارگوش .
ارْبَعْ على ظَلْعِك : ( خود را از كارى كه نتوانى نگهدار ، يعنى چهار زانو بنشين ) جايز است كه معنى اين عبارت ، ساكن باش يا با توانت سكنى گزين باشد و يا اينكه به معنى ، سنگ چهارگوش را با تمام توانت بردار .
المِرْباع : بهرهء يك چهارمى كه سرپرستان از گوسفندان مىگيرند ، چنان كه مىگويند :
رَبَعْتُ القومَ : يعنى به چهار قسمت تقسيمشان كردم ، و چهار يك بهره را از آنها گرفتم .
الرِّبَاعَة : بطور استعاره از معنى فوق در بارهء همان رياست است كه به اعتبار اينكه چهار يك سهمشان را مىگيرد از اين روى مىگويند :
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: الراغب الأصفهاني
ص٣٨