ملازمت او زياد باشد .
به مالك و دارندهء چيزى و همچنين در مورد كسى كه تصرّف در چيزى را مالك مىشود ( يعنى حقّ تصرّف و ملكيّت دارد ) صاحب گويند .
آيه : (
إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ
لا تَحْزَنْ - 40 / توبه ) .
وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در غار به همراهش ( ابو بكر ) گفت : مترس ، و اندوهگين مباش ، خدا با ماست ) .
و آيه : (
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ
- 37 / كهف ) ( در حالى كه با همراهش گفتگو مىكرد ) (
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ
الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ - 9 / كهف ) ( آيا مىپندارى كه فقط وجود اصحاب كهف و رقيم از شگفتيهاى آيات ماست ) .
و آيات : (
أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
- 41 / اعراف ) بهشتيان و ملازمان بهشت در آنجا جاودانند ) .
(
أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
- 37 / يونس ) .
(
مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ
- 6 / فاطر ) و امّا آيه : (
وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ
النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً - 31 / مدّثّر ) يعنى كارگزاران امر دوزخ نه عذاب شوندگان ، چنان كه گفته شده گاهى واژه صَاحِب - به آنچه را كه سرپرستيش مىكنند ، اضافه مىشود ، مثل : صَاحِب الجيش ، و گاهى به خود سرپرست و رئيس ، مثل : صَاحِب الأمير .
الْمُصَاحَبَة و الِاصْطِحَاب : از معنى واژه - اجتماع - بليغتر و رساتر است ، زيرا - مصاحبة - اقتضاء طولانى بودن زمان يارى و همراهى را دارد ، پس هر مصاحبتى اجتماع و جمع بودن است و هر اجتماعى مصاحبت نيست ، در آيات : (
وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ
- 48 / قلم ) .
(
ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ
- 46 / سباء ) .
( از حالات بيمارى روانى در صاحبتان كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است اثرى نيست ) . در آيهء اخير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن جهت همراه و مصاحب آنها ناميده شده كه تنبّه و آگاهيشان دهد