شَاعَ القوم : آن قوم زياد و پراكنده شدند .
شَيَّعْتُ النّار بالحطب : آتش را با هيزم زياد كردم و افروختم .
الشِّيعَة : گروهى و كسانى هستند كه انسان با آنها توانا و نيرومند مىشود و ديگران هم از او منتشر و گسترده مىشوند .
( واژه - شيعه - براى تثنيه و مفرد و مذكّر و جمع به همين صورت به كار مىرود ) . و از اين معنى است واژه - مشيع - يعنى شجاع و دلير .
شِيعَة و شِيَع و أَشْيَاع - هر سه به يك معنى است .
در آيات : (
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
« 1 » - 83 / صافّات ) (
هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ
- 15 / قصص ) ( اين از پيروان او و اين از دشمنان اوست ) .
(
وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً
- 4 / قصص ) ( در بارهء فرعون است كه با علوّ و برترى جويى در زمين ، اهل زمين را دسته دسته كرد تا حكومت كنند ) .
و آيات : (
فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ
- 10 / حجر ) (
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا أَشْياعَكُمْ
- 51 / قمر ) كه در همان معنى است .
هامش
( 1 ) مربوط به حضرت نوح است ، يعنى ابراهيم از شيعيان و پيروان نوح است و پيامبر اسلام هم به نصّ (وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً- 125 / نساء ) شيعه ابراهيم است و تمام مسلمانان هم شيعه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هستند و به راستى اگر اين نامگذارى الهى و قرآنى با حفظ مفاهيم آن تعميم يابد ديگر چه اختلافى خواهد بود جز اينكه دشمنان اسلام از حميّتهاى غلط سوء استفاده نموده و در ميان مسلمين بذر اختلاف و مشاجرات اسمى و لفظى افشاندند ، امروز بايستى كليّه علماى مسلمين در تمام كشورها به مردم بفهمانند كه نام يك فرد مسلمان واقعى به نصّ قرآن - شيعة - است و شيعه نام تمام مسلمانانى است كه پيرو حقيقى پيامبرند و به سنّتهاى او عمل مىكنند چنان كه گفت : (سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا- 77 / اسراء ) بنابر اين تمام پيروان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان كه علمشان مستقيما از پيامبر است و آن را بدون استاد و معلّم ، دريافتهاند و عمل مىكنند ، شيعيان پيامبر هستند و لذا امّت اسلامى افتخار مىكند كه يك پيامبر ، يك كتاب ، يك قبله ، يك سنّت و يك نام براى همه مسلمين هست و با مؤمن بودن به آن در اصول همه برادرند .