شيب
: الشَّيْب و الْمَشِيب : سپيدى موى .
آيه : (
وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً
- 4 / مريم ) يعنى موى سرم سپيد شده است . ليلة شَيْبَاء و ليلة حرّة : شب زفاف و شب غير زفاف .
شيخ
: شَيْخ به كسى كه بزرگسال و سال ديده است ، گفته مىشود و در ميان ما كسى كه علمش افزون است به شَيْخ تعبير مىشود زيرا يكى از شئونات شخص كلانسال و شيخ اينست كه معمولا معارف و تجربههايش زياد مىشود .
در مثل مىگويند : شَيْخٌ بَيِّنُ الشَّيْخُوخَةِ و الشَّيْخِ و التَّشْيِيخِ ( با سه مصدر ) يعنى بزرگسالى كه آثار پيرى در او پيداست .
در آيه : (
هذا بَعْلِي شَيْخاً
- 72 / هود ) ( اين شوى من پير است ، سخن زن ابراهيم عليه السّلام است كه مىگويد چگونه فرزنددار مىشوم ) .
و آيه (
وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ
- 23 / قصص ) ( پدرمان پير مرد بزرگسالى است ) .
شيد
: آيه : (
وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ
- 45 / حجّ ) ( كاخ محكم و با گچ سپيد كارى شده ) .
گفتهاند ، يعنى كاخى بلند و مرتفع كه به همان معنى اوّل برمىگردد .
شَيَّدَ قواعده : پايههايش را محكم ساخت ، گويى كه آن را با آهك و گچ ساخته است .
إِشَادَة : بانگ برداشتن و فرياد كردن است .
شور
: الشُّوَار : لوازم و اسباب ظاهرى خانه و بطور كنايه عورت و هر متاع ، و اسبابى