پاسخ داده شده .
مثل سخن اين شاعر :
و لقد علمت لتأتينّ منيّتى .
يعنى : ( به تحقيق دانستم كه حتما مرگم مىرسد ) .
شَاهِد و شَهِيد و شُهَدَاء - هر سه در يك معنى گفته مىشود .
در آيات : (
وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ
- 282 / بقره ) ( از شهادت دادن دريغ نورزند ) .
(
وَ اسْتَشْهِدُوا
شَهِيدَيْنِ - 282 / بقره ) شَهِدْتُ كذا : حضور يافتم و بر آن شهادت دادم .
آيه : (
شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ
- 20 / فصّلت ) ( گوشهاشان عليه آنها گواهى مىدهد ) .
گاهى از معنى واژه - شهادة - به حكم و داورى تعبير مىشود مثل :
(
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها
- 26 / يوسف ) ( اشاره به داورى نمودن كسى است كه مىگويد : اگر پيراهن يوسف از جلو يا عقب پاره باشد چنين و چنان است كه - شهد - در اينجا يعنى : داورى كرد ) . و همچنين واژهء - شهادة - در معنى اقرار ، در آيه :
(
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ
- 6 / نور ) ( مربوط به همسرانى است كه به يكديگر نسبت زنا دهند و در آيه مىگويد : اگر گواهانى جز خودشان نداشتند پس اقرار هر يك از ايشان اينست كه چهار بار به خداى سوگند ياد كند كه او را راستگوست ) اين امر در آيهء شهادت بر نفس خويش است .
و آيه : (
وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا
- 81 / يوسف ) يعنى خبرى نداريم مگر آنچه آموختيم .
خداى تعالى گويد : (
شاهِدِينَ
عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ - 7 / توبه ) يعنى : ( عليه خويش و اثبات كفر خويش گواهانند ) يعنى اقرار كنندگان و آيات :
(
لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا
- 21 / فصّلت ) ( سخن مجرمين و مشركين به اعضاء خودشان در قيامت است ) .
(
شَهِدَ
اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ - 18 / آل عمران ) شهادت خداوند به وحدانيتش ايجاد و آفريدن جهان آفرينش است و آنچه را كه در عالم و در نفس ما