ناقة شِمِلَّةٌ و شِمْلَالٌ : شتر تندرو كه مثل وزش باد شمال سريع است .
شاعر گويد :
و لتعرفنّ خلائقا مَشْمُولَةً * و لتندمنّ و لات ساعة مندم
گفته شده مقصود طبيعتهاى پاكى است كه گويى باد شمال بر آن وزيده و سرد و پاكيزه شده است ( برودت و پاكى دو چيز مطلوب مردمان گرمسيرى است كه مورد محبّت خود را به آنها تشبيه مىكنند ) .
شنأ
: شَنِئْتُهُ : از جهت بغض و كينه او را پليد شمردم ، و از اين معنى اصطلاح - أَزْدُ شَنُوءَة : مشتقّ شده است ( از دو طايفهاى از يمنىها هستند كه همه انصار را از تبار آنها مىدانند كه از آلايش دور بودهاند ، آنها را - ازد السّراه - يا - ازد عمان - هم گفتهاند و در فصاحت و سخنورى بعد از قبيله بنى اسد قرار دارند ) .
آيه : (
شَنَآنُ
قَوْمٍ - 8 / مائده ) يعنى از بغض و كينهشان نهراسيد كه - شنان - هم خوانده شده و هر كسى آن را - شَنْآنُ - يعنى با - تخفيف حرف ( ن ) بخواند مقصود بغض كينه قبيلهاى و قومى است و اگر بدون تخفيف بخوانند در آنصورت مصدر است .
و آيه : (
إِنَّ شانِئَكَ
هُوَ الْأَبْتَرُ - 3 / كوثر ) از همانست يعنى بدخواه و كينهتوز نسبت به تو بىتبار و بى دنباله است نه تو .
شهب
: الشِّهَاب : شعله و روشنايى از آتشى افروخته ، از همان شعلهاى كه در جوّ و هوا رخ مىدهد .
مثل آيات : (
فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ
ثاقِبٌ - 10 / صافّات ) (
شِهابٌ مُبِينٌ
- 18 / حجر )