(
شِهاباً رَصَداً
- 9 / جنّ ) الشُّهْبَة : سپيدى آميخته به سياهى است كه تشبيهى است به شعلهء آميخته با دود و از اين معنى عبارت :
كتبة شَهْبَاءُ : است يعنى سياهى مردم و سپيدى شمشير . ( صحنه و دورنماى جنگ تن به تن ) .
( كتيبة : دستهاى انبوه از سپاهيان جمعش - كتائب - است ) .
شهد
: الشُّهُود و الشَّهَادَة : حاضر بودن و گواه بودن يا با مشاهده چشم و يا با انديشه و بصيرت . واژه - شَهَادَة - در معنى حضور به صورت مفرد به كار مىرود ، مثل آيه : (
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
- 73 / انعام ) .
ولى به كار بردن واژه - شُهُود - يعنى حضور يافتن ، بطور مجرّد - شايستهتر است و - شهادة « 1 » - با مشاهده شايستهتر .
مَشْهَد : محضر و جاى حضور .
مُشْهِد : زنى كه همسرش پيش او حاضر است ( و مغيب عكس آن است يعنى زنى كه شوهرش غايب است ) .
جمع مَشْهَد - مَشَاهِد - است و - مَشَاهِد الحجّ : مواقف و مكانهاى وقوف در مكّه شريف كه فرشتگان و پاكان از مردم در آنجا حضور بهم مىرسانند .
و گفتهاند - مَشَاهِد الحجّ - جايگاههاى انجام عبادات و مناسك حجّ است .
در آيات : (
لِيَشْهَدُوا
مَنافِعَ لَهُمْ - 28 / حجّ )
هامش
( 1 ) آيه چنين است كه مىگويد : (بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ. . . ) ستمكاران را چه مكافات بدى خواهد بود آفرينش آسمان و زمين با آگاهى و حضور آنها انجام نشده و نه از آفرينش خودشان آگاهى دارند .