مِشْكَاة : ظرفى است بدون روزن ، در آيه : (
كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ
- 35 / نور ) مِشْكَاة مثل قلب است و مصباح نور خدا در آن .
شمت
: الشَّمَاتَة : سرزنش و شاد شدن از بليّه و گرفتارى كسى كه با ديگرى يا با تو دشمنى مىكند .
شَمِتَ به فهو شَامِتٌ : از مصيبتش شاد شد و از غمش شادمان .
أَشْمَتَ اللَّه به العدوّ : ( جملهء دعائيّه است ، يعنى خداوند ، دشمن شادش كند ) .
در آيه : (
فَلا تُشْمِتْ
بِيَ الْأَعْداءَ « 1 » - 150 / اعراف ) .
تَشْمِيت : دعا كردن و گفتن ، خدا مشمول رحمتت كند ، به عطسه كننده است يعنى ( يرحمكم اللَّه ) گفتن ، گويى كه آن دعاء بر طرف كردن شماتت دشمنان از اوست ، مثل - تمريض - دراز بين بردن بيمارى و بيمار دارى ، شاعر گويد :
فبات له طوع الشَّوَامِتِ
يعنى : آنچه را كه از شادى ديگران در غم او و در سرزنش به او بود منقطع شد و از بين رفت .
گفته شده مقصود از - شَوَامِت - قبضههاى شمشير است ولى دليلى بر اين معنى در اين بيت نيست .
شمخ
: آيه : (
رَواسِيَ شامِخاتٍ
- 27 / مرسلات ) يعنى كوههاى سربرافراشته و بلند . شَمَخَ
هامش
( 1 ) سخن هارون به موسى عليه السّلام است كه بعد از گوساله پرستى قوم ، موى سر هارون را از خشم گرفته بود و مىكشيد هارون گفت پسر مادرم اين گروه زبونم كردند نزديك بود مرا بكشند شادمانى دشمنان را با اين عملت بر من نپسند .