نيست چه رسد از نظر بلغاء و ادباء عرب ، آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به دروغ گفتن نسبت مىدادند شعر هم به دروغ تعبير شده است و شاعر به دروغگويى ، تا جائى كه قرآن در وصف عموم شعراء مىگويد :
(
وَ الشُّعَراءُ
يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ - 24 / شعراء ) تا آخر سوره .
و از آن جائى كه شعر جايگاه دروغگويى است ، گفته شده « أحسن الشّعر أكذبه » بهترين شعر دروغينترين آنهاست .
بعضى از حكماء گفتهاند :
« لم ير متديّن صادق اللّهجة مغلقا فى شعره » يعنى : هيچ متديّن راستگويى و صادق اللّهجهاى ديده نشده است كه در شعرش سر آمد باشد .
مَشاعِر : حواس و مدركات ، در آيه (
وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ
- 55 / زمر ) ( و شما با حواسّ درست درك نمىكنيد و درست در نمىيابيد ) .
هامش
صورتها دلخوش باشيم به گفتهء راغب : انّه ليس على اساليب الشّعر و لا يخفى ذلك على الاغتنام ، فضلا عن بلغاء العرب بايد گفت شما هر چه هستيد بهتر است بكوشيد محتواى فكرى و سخنان موزون خود را به قرآن تصديق مىكند ، آيا شعر كسى را كه سخن يزيد شرابخواره و ستمگر را مطلع غزلش مىسازد و با صراحت مىگويد :الا يا ايّها السّاقى ادر كاسا و ناولها- و باز مىگويد :هات الصّبوح هيوا يا ايّها السّكارى- و در تمام اشعارش اگر سه و چهار بار نام از قرآن برده ، هزار بار شراب ناب طلبيده و مست خراباتى شده و با حسرتى كافرگونه مىگويد :جبين و چهرهء حافظ خدا جدا نكند * ز خاك بارگه كبرياى شاه شجاعبه گفتهء مرحوم اقبال آشتيانى جلّادانى را كه حتّى چشمان برادر و پدر و فرزند خويش از حدقه درمىآورند و از كشتهها پشته مىساختند اينچنين مىستايد و بعد براى عوامفريبى گفته است :به قرآنى كه اندر سينه دارى .آيا حافظ قرآن است و قرآن در اشعارش موزون افتاده ، راستى كه جاى تأسّف است چرا استعدادها در راه انحراف افكار و قلمها در خدمت پوچى انديشهها و صفحات كتابها با لاطائلاتى بى پايه بايد پر شود اميد است شعراى ما قرآن را منشاء الهام و احساس خويش قرار دهند ( همچون مولوى نابغهء بزرگ و اشعار پند آموز و اجتماعى و انسانى سعدى و سنايى ) و در آثار و اشعارشان تجليّاتى از سازندگى و رشد انسانها به سوى اللّه باشد و قلمشان در خدمت مستضعفان صالح نه مستكبران مىخواره و هرزه گردد و استعمارگر قرار گيرد .
يعنى قرآن بر اسلوبهاى شعر نيست اين حقيقت بر عامّه مردم پوشيده نيست چه رسد به دانايان و بليغان .