گفته شده - صاحب السّلعة أحقّ بِالسَّوْم : صاحب متاع براى خريد و فروش آن متاع سزاوارتر است .
سُمْتُ الإبلَ فى المرعى : براى چريدن رهايش كردم ( كه به باب افعال و تفعيل ، متعدّى مىشود ) مىگويند - أَسَمْتُهَا و سَوَّمْتُهَا : ( نيز در همان معنى - سمتها - است ) .
و آيه : (
وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ
« 1 » - 10 / نحل ) .
السِّيمَاء و السِّيمِيَاء : علامت و نشان .
شاعر گويد :
له سيمياء لا تشق على البصر .
يعنى : ( نشانهاى از زيبايى بر چهره دارد كه ديدنش بر چشم شادى آور است و مشكل نيست ) .
خداى تعالى گويد : (
سِيماهُمْ
فِي وُجُوهِهِمْ - 29 / فتح ) .
سَوَّمْتُهُ : نشانش كردم و علامتش گذاردم .
مُسَوَّمِينَ : علامت دارها .
مسوّمين : علامت گذاران ( در قديم با داغ كردن و مهر ، دامها و بردگان را نشان مىكردند ) كه يا خودشان يا ستورانشان يا فرستادههاشان را علامت گذارى مىكردند .
هامش
( 1 ) اشاره به يكى از نعمتهاى با شكوه الهى است كه مىگويد : (هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ- 10 / نحل ) او كسى است كه باران را از آسمان فرو ريزاند و نازل مىكند كه هم نوشيدنى شماست و هم گياهان و درختانى از آن توليد مىشود كه چهارپايانتان را در آن مىچرانيد . هر كجا در قرآن ، واژه - شراب - به كار رفته مطلق آب و نوشيدنى پاك و طبيعى و بدون زيان است ، و هر كجا از - خمر و مسكر دنيايى نام مىبرد كه دستساختهء خود بشر و چيزى زيانبار است آن را با واژههاى ( رجس و عملى شيطانى ) كه عامل دشمنى و عواقب سوء و بىخردى است به آن اشاره مىكند .
در روايتى به سند صحيح آمده است كه : « انّ اللّه لم يحرم الخمر لاسمها و لكن حرمها لعاقبتها فما كان عاقبة الخمر فهو خمر » ( كافى 6 / 412 ) يعنى : خداوند خمر را به خاطر اسمش حرام نكرده بلكه بخاطر عواقب و زيانمندى و نتيجهاى كه براى فرد و خانواده و جامعه از آن حاصل مىشود آن را حرام نموده است ، پس هر چيزى كه زيانبارى و عواقب خمر را داشته باشد ، حرام است .