در آيه گفت : (
قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ
يا مُوسى - 36 / طه ) و آن چيزى بود كه موسى عليه السّلام مىخواست ، مثل اينكه مىگفت : (
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي
- 25 / طه ) . التّسويل : جلوه دادن چيزهايى كه نفس بر آنها حريص است و تصوير نمودن قبح و زشتى براى او به صورت حسن و خوبى است در آيات :
(
بَلْ سَوَّلَتْ
لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً - 18 / يوسف ) و (
الشَّيْطانُ سَوَّلَ
لَهُمْ - 25 / محمّد ) .
بعضى از ادباء گفتهاند - سألت هذيل رسول اللّه فاحشة : از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيز ناروايى كه به صورت خوب و نيكو بود ، طلب كردند .
چنان كه عدّهاى از ادباء گفتهاند - سالت - در اين عبارت از - سأل - يعنى پرسيدن نيست و معنى سؤل - نزديك به معنى واژه - امنيّة يعنى آرزو است ، ولى - امنيّة - در چيزى است كه انسان آن را انديشه مىكند و در بارهاش تفكّر مىنمايد ، ولى - سؤل - در چيزى است كه مطالبه مىشود ، گويى كه - سُؤْل - بعد از امنيّة و آرزوست .
سيل
: سَالَ الشّىءُ يَسِيل : آن چيز روان و جارى شد .
أَسَلْتُهُ أنا : جريانش انداختم .
در آيه : گفت : (
وَ أَسَلْنا
لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ - 12 / سباء ) يعنى مس را برايش ذوب كرديم .
إِسَالَة : در حقيقت حالتى است در مس كه بعد از گداختن و ذوب شدن بدست مىآيد .
السَّيْل - اصلش مصدر است و سپس براى آب فراوانى است كه به سرعت به سويت مىآيد و بارانش به تو نرسيده . واژه - سَيْل - به صورت اسم قرار گرفته . در آيات :
(
فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ
زَبَداً رابِياً - 17 / رعد ) ( سيلاب كفى فراوان برداشت ) و (
سَيْلَ
الْعَرِمِ - 16 / سباء ) .
السَّيَلَان : امتداد آهن و دنباله شمشير و مانند آن از دستهء شمشير است كه در قبضه آن و داخل غلاف قرار گرفته است .