مثل آيات : (
وَ أَمَّا السَّائِلَ
فَلا تَنْهَرْ - 10 / ضحى ) و (
لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ
- 11 / ذاريات ) .
سوم
: السَّوْم : اصلش به سرعت رفتن در طلب چيزى است و لفظى است مركّب از دو معنى رفتن ، و جستن چيزى است . در معنى رفتن ، عبارت - سَامَتِ الإبلُ فهى سَائِمَة :
( رفت كه بچرد و او رونده است ) و در معنى ابتغاء و جستن ، سُمْتُ كذا : ( جستجو كردم ) ، چنان كه گفت :
(
يَسُومُونَكُمْ
سُوءَ الْعَذابِ - 49 / بقره ) ( عذاب بدى را بر شما تكليف مىنمودند كه فرزندانتان را مىكشتند و زنانتان را وا مىگذاشتند ) و همچنين از واژه - سام - عبارت ، سِيمَ فلانٌ الْخَسْفَ « 1 » فهو يُسَامُ الخسفَ - است يعنى ( خوار شد و خوار مىشود ) .
سَوْم - هم در خريد و فروش و داد و ستد به كار مىرود « 2 » .
هامش
( 1 ) عبارت و ضرب المثل - سيم الخسف - و - يسام الخسف در حديثى از على عليه السّلام نقل شده است كه فرموده « من ترك الجهاد البسه اللّه الّذله و سيم الخسف » « يعنى كسى كه جهاد را واگذارد و از آن روى گرداند خداوند جامهء ذلّت و لباس خوارى بر او پوشاند و به ناچار تحمّل شكست و خوارى را خواهند نمود » .
واژه - خَسْف كه در رديف حرف - خ - در جلد اوّل ذكر شده به صورت استعاره يعنى سستى و خفّت و خوارى - و سيم الخسف همان عبارت - تحمل فلان خسفا - است ، يعنى : ننگ مشقّت و ذلّت را براى خود خريد و تحمّل كرد .
و نيز - سَام - يعنى مرگ ، كه گفتهاند - لكلّ داء دواء الّا السّام - هر دردى دوائى دارد مگر مرگ كه بى درمان است حديث فوق در نهج البلاغه چنين است « امّا بعد فانّ الجهاد باب من أبواب الجنّة . . . فمن تركه رغبة عنه ، ألبسه اللّه ثوب الّذل و شمله البلاء . . . و سيم الخسف » ( خطبه 27 - النّهايه ج 2 / 426 - ابن اثير - لسان العرب 9 / 68 ابن منظور - مجمع البحرين 5 / 48 طريحى ) كه در تمام واژهنامههاى فوق به صورت ذكر شده آمده است .
( 2 ) يعنى عرضه كردن متاع يا خريدن آن به كمتر يا بيشتر از آنچه خريدار يا فروشنده ديگرى همان را عرضه كرده است و لذا در حديثى آمده است كه : « لا يَسُومُ احدكم على سوم اخيه » نبايد هيچيك از شما از روى حسادت و رقابت در خريد و فروش ، روى دست برادرش برود كه اجناس را گران كنند و نيز در حديثى ديگر هست كه فرمود :
پگاهان كه هوا كاملا روشن نشده ، معامله نكنيد زيرا احتمال غبن و مغبون شدن هست و در آن اوقات از ذكر و عبادت خداوند بازمىمانند .