مجمع البحرين 4 / 46 ) .
ذأم
: خداى تعالى گويد : (
اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً
- 118 / اعراف ) يعنى : ملامت شده و مذموم .
صورتهاى فعلش - ذِمْتُهُ ، أَذِيمُهُ ، ذَيْماً و ذَمَمْتُهُ ، أَذُمُّه ، ذَمّاً و ذَأَمْتُهُ ، ذَأَماً - است .
هامش
ابن اعرابى مىگويد : ذود - به مفرد اطلاق نمىشود و جمع ذود - اذواد - است و اسم مؤنّثى است كه بر تعداد كمى از شتران اطلاق مىشود يعنى از 3 تا 10 و 20 و 30 نه بيشتر اين ضرب المثل براى تقويت نيروى اجتماعى است يعنى جمع اندكها با يكديگر كه گروه كثيرى را تشكيل مىدهند .
و در حديثى هم آمده است كه « ليس فى اقل من خمس ذود صدقه » مجمع الامثال 1 / 277 .
سعدى هم در تأثير اجتماعى اين ضرب المثل مىگويد :پشه چو پر شد بزند پيل را * با همه تندى و صلابت كه اوستمورچگان را چو بود اتّفاق * شير ژيان را بدرانند پوست .