مىرود .
خداى تعالى گويد :
الم ، ذلِكَ الْكِتابُ
- 1 / بقره
ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ
- 26 / اعراف
ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى
- 131 / انعام و آيات ديگر . . .
ما ذا - هم در سخنشان به دو وجه است :
اوّل - اينكه ما با ذا به صورت اسمى واحد باشد .
دوّم - اينكه در اين تركيب ذا به منزلهء الّذى باشد موصول در حالت اوّل - مثل ، عمّا ذا تسأل از چه چيز مىپرسى و حرف الف از آن حذف نمىشود زيرا ما در واقع در اينجا ماى استفهاميّه نيست بلكه با تركيب ذا به صورت اسمى واحد در آمده است و بر اين معنى شاعر گويد :
دعى ما ذا علمت سأتقيه
يعنى : آنچه را كه مىدانى واگذار كه به زودى حفظش خواهم كرد يعنى : چيزى كه آموختهاى واگذار .
خداى تعالى گويد :
وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ
- 218 / بقره پس كسى كه
قُلِ الْعَفْوَ
- 219 / بقره را كه بعد از آيهء فوق آمده است با فتحه حرف و بخواند ما ذا را در آيه بمنزله اسم واحد قرار داده است گويى كه مىپرسد - أىّ شيء ينفقون : يعنى چه چيزى انفاق كنند .
امّا كسى كه
قُلِ الْعَفْوَ
- 219 / بقره را با ضمّه حرف و بخواند پس حرف ذا در ما ذا بمنزله الّذى است و ما هم استفهامى و پرسشى است يعنى - ما الّذى ينفقون : يعنى آنكه بايد انفاق كند كيست و چه كسى است ؟
و بر اين اساس آيه
ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ ؟ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
- 24 / نحل است كه - اساطير - هم در حالت نصب و هم در حالت رفع هست .