تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧

ذيب

: الذِّيب حيوانى است معروف ( گرگ ) و اصلش با همزه است ( ذئب ) خداى تعالى گويد : (
فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ
- 17 / يوسف ) . أرض مَذْأَبَةٌ : سرزمينى كه در آنجا گرگ فراوان است . ذُئِبَ فلان : گرگ به گلّه‌اش زد . ذَئِبَ : از بد جنسى و خباثت چون گرگ شد . تَذَاءَبَتِ الرّيحُ : باد همچون گرگ از هر جانب مىوزد و مىآيد . تَذَاءَبْتُ للنَّاقة : بر وزن تفاعلت در وقتى است كه خود را شبيه گرگ در آورده‌اى تا شتر مادينه از ترس براى بچّه‌اش ناله سر دهد و او را بطلبد . الذِّئْبَة : نمد زين و قسمت زيرين كوهان شتر كه شبيه گرگ است . .

ذود

: ( راندن ، دور كردن ، دفاع نمودن ) . ذُدْتُهُ عن كذا - أَذُودُهُ ( از او دورش كردم و او را دور كنيم ) . خداى تعالى گويد : (
وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ
- 23 / قصص ) كه در حالت ممانعت بودند و آنها را جدا و دور مىكردند . ( راجع به دختران شعيب است كه موسى مىبيند دو دختر چوپان گوسفندان خود را براى عدم ايجاد زحمت نسبت به گلّه‌هاى گوسفندان ديگران و تداخل آنها به يكديگر گوسفندان خود را از شريك شدن به آنها بازمىداشتند و از ترس زورمندان آنها را از آبشخور دور مىكردند ) . الذَّوْد من الإبل « 1 » : ده شتر يا گروه شتران ( الذّود من الابل يعنى از 3 تا 10 اشتر -
هامش
( 1 ) اصطلاح و ضرب المثل معروفى است كه مىگويند : الذّود الى الذّود ابل .