السَّلْم و السَّلَام : درختى است بسيار بزرگ ، گويى كه اين نامگذارى بر آن درخت بنا بر اعتقادشان است كه : درخت تناور از آفات ، و گزند مصون است .
و السِّلَام : جنگ سخت .
سلو
: خداى تعالى گويد : (
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
- 57 / بقره ) اصلش چيزى است كه انسان را تسلّى مىبخشد . و لغات - السُّلْوَان و تَسَلِّي - از همين معنى است يعنى : ( دارو وسيلهء بى غمى و مهره افسونگرى و خرسندى ) گفته شده - سَلْوَى - پرندهاى است مثل :
سُمَانَى ( بلدرچين و تيهو ) .
ابن عبّاس ، گفته است ،
المن : الّذى يسقط من السّماء و السّلوى طائر .
يعنى المنّ از آسمان فرو مىريزد و سلوى مرغى است .
بعضى از علماء گفتهاند ، اشاره ابن عبّاس به - رزق - است مثل گوشتها و گياهان كه خداى تعالى بندگانش را با آنان روزى مىدهد و در آيه فوق مثالى از آنها را آورده است . ( در حقيقت در اثر بارانى كه از آسمان نازل مىشود توليد مىشوند ) .
اصل - سلوى - از تَسَلِّي و آرامش دادن است .
سَلَّيْتُ عن كذا و سَلَوْتُ عنه تَسَلَّيْتُ : وقتى گفته مىشود ، كه محبّت آن چيز از تو بر طرف شده است . گفته شده - السُّلْوَان - آن چيزى است كه تسلّى بخش است و براى رهائى از شيفتگى و علاقهء شديد ، مهرههاى سنگى مخصوص را مىسائيدند و سائيدهاش را با آب مخلوط كرده مىخوردند لذا اسم آن را ، سُلْوَان يعنى تسلّىبخش نهادهاند .
هامش
( ديوان زهير بن ابى سلمى معلقه ) .